تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخازن التعليم ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
انصباب سودا باشد علامت آن خروج سودا با خراط امعا بود و اين قاتل باشد علاج آن استفراغ سودا و منع انصباب آن كند و تقويت طحال نمايد بعد از ان سفوف طين بادويه لعابيه غرويه مانند لعاب بهدانه و لعاب ريشه خطمى و شربت بنفشه و چارتخم خورد و اجتناب از حموضات نمايد و اگر از ثقل يابس باشد علامت آن قبض طبيعت و براز خشك بود علاج آن علاج قولنج سدى كنند و اگر با سحج نباشد آن را

زلق الامعا

گويند اگر سبب آن رطوبت مزلقه باشد كه بواسطه آن ثفل در امعا مكث نكند علامت آن خروج رطوبت بود با ثفل قليل الهضم و معده از آفت خالى باشد علاج آن تنقيه از مسهل حار و حب ايارج كنند بعد از ان سفوف و اقراص قابضه خورند و سفوف مقلياثا نيز نافع است و زلق الامعا يا بسبب شهره و قرحه باشد كه در امعا حادث شود و چون غذا به دو رسد زود مندفع گردد علامت او آنست كه با ثفل غير منهضم صديدى رقيق باشد و وقتىكه طعام از معده بامعا رود درد محسوس شود علاج آن فصد كند و چارتخم بروغن بادام چرب نموده بخورد و ادويه مغرّيه مانند صمغ عربى و نشاسته و كتيرا بريان كرده همراه لعاب بهدانه و لعاب ريشه خطمى در گلاب و عرقيات برآورده چارتخم بروغن بادام چرب كرده بخورد و غذا سويق شعير و برنج يا عدس و روغن بادام تناول كند و يا بسبب انصباب صفرا باشد كه بسبب لذع وى آنچه در امعاست دفع گردد علاج آن قى نمايد و تنقيه صفرا از هليله زرد و شربت درد مكرر كند اما بايد كه بالاى آن آب سرد بخورد تا اعانت بر اسهال كند بعد از ان قرص طباشير قابض و مانند آن بخورد و خونى كه بسبب انفتاح عروق امعا آيد علامت او آنست كه با آن علامت اسهال كبدى و بواسير و سحج نباشد علاج آن فصد باسليق كنند و بعد از ان قابضات با ادويه مغرّيه خورند و مده كه در امعا بعد انفجار ورم آيد ماء العسل و قندآب خورند و اگر گرمى باشد آش جو مناسب بود بعد از ان ادويه مدمله كه در نفث الدم مذكورست بخورند و شير آهن‌تاب به خوردن دهند و اسهالى كه از جميع بدن بود و يا از ذوبان اعضا