ماهيت آن : بيخى است شبيه به بهمن سفيد و از آن طولانىتر و سنگينتر و صلبتر و بعضى مايل به زردى و سنگين و بسيار صلب و اندك براق طلايى فى الجمله شبيه به استخوان زرد شده و اين بهترين آن است و از چين و زيربادات مىآورند و گران بها است خصوصاً نوع صلب سنگين مايل به زردى آن .
افعال و خواص آن : مفرح و مقوى قوا و ارواح و باه چون مقدار قليل از آن را با گلاب بسايند و بياشامند و يا كوفته بيخته بر آب گوشت پاشيده بنوشند .
مقدار شربت آن : يك دانگ تا نيم درهم .
بيسم
به كسر با و سكون ياى مثناة تحتانيه و كسر سين مهمله و سكون ميم .
ماهيت آن : ثمرى است شبيه به به كوچكى و صلب و با زغب بسيار زياده از به و انطاكى گفته كه درخت آن را پيوند از سيب و امرود و يا با نهال بلوط و يا بيد و يا قسطل كه شاهبلوط است مىنمايند و كثير الوجود و بسيار پيوند از تفاح و صفصاف كه بيد است مىنمايند و هنگام رسيدن ثمر آن هنگام رسيدن اثمار ديگر است و تا اواسط زمستان مىماند .
طبيعت آن : در دويّم سرد و خشك .
افعال و خواص آن : حابس اسهال و قى و قاطع خون و مانع خفقان و مقوى معده و دماغ و با عسل محلل اورام و طبيخ آن فادزهر سموم حاره و مضمضه طبيخ آن جهت تقويت دندان و جلوس در طبيخ آن جهت قطع نفث الدم و نزف الدم و رحم و بواسير و برگ آن جهت التيام و التصاق جراحت تازه بغايت مفيد و اكثار آن مولد سدد و عسر البول ، مصلح آن روغن بادام .
بدل آن : بلوط و عفص .
مقدار شربت آن : از ده درم تا پانزده درم .
بيش
به كسر با و سكون ياى مثناة تحتانيه و شين معجمه .
ماهيت آن : بيخى است هندى بسيار سمى قتال كه در اكثر جبال هند و نواح آن مىرويد و انواع مىباشد و در هيچ يك از انواع آن تلخى و تيزى و حدت نيست و ليكن همه مخدرند فى الفور ، معفن ارواح و اخلاط به مراتب خود در قوّت و ضعف و مهلكاند بدان سبب و بعضى گفتهاند در بعضى اقسام آن تندى و تلخى است يك نوع آن را سينكهيا نامند به جهت مشابهت آن به شاخ آهو بره زيرا كه به لغت هندى سينكهه شاخ را گويند و اين را چندال نيز خوانند به جهت كمال رادئت و خباثت سميت زيرا كه چندال قوم بسيار رذل خبيث را نامند و اين اكثر در كوه دابريت كه ميان هند و خطا واقع است و در كوهستان كيدارو كه در سرحد تبت كوچك واقع است و در كوهستان مورنگ و رنگپور و رنگاماتى و نيپال نيز به هم مىرسد و بهترين و قوىترين آن آنست كه به وزن سنگين و صلب و اندرون آن سياه مصمغ براق باشد و بعد از آن آنچه اندرون آن سرخ تيره پس زرد پس سفيد تيره و بر ظاهر آن نقطههاى سياه و بر روى آن چيزى مانند طلق و يا كافور سوده نشسته باشد پس آنچه اندرون و بيرون آن هر دو سفيد باشد برهمنى نامند هر يك به مراتب گفتهاند قوّت سياه آن به مرتبهاى است كه چون كسى آن را به دست و پا و بدن عرق آلود و يا بر زبان برساند در ساعت هلاك مىكند به سبب سرعت تأثير خود و مىگويند حكماى هند امتحان قوّت آن را بدان مىنمايند كه ساييده بر شاخ گاوميش شيردار مىمالند اگر خون از پستان برآمد و بعضى گفتهاند خون از دماغ و شكم آن جارى شد و مرد بسيار قوى است و الا ضعيف و بعضى مبالغه به اين حد نمودهاند كه چون دانه درست آن را بر شاخ گاو تعليق نمايند اگر به جاى شير خون از پستان آيد بسيار قوى است و الا ضعيف و وجه تسميه سينهكيا را اين نيز نوشتهاند و گويند اگر كسى بر آن گاوميش و يا گاو سوار شود در او نيز تأثير مىكند و نيز اگر بر ركاب بمالند از بيرون موزه و كفش به راكب و پوشنده آن سرايت مىكند و بوى آن نيز كشنده است و اصل آنست كه خوردن مقدار خردلهاى از آن كشنده است فى الفور و اكثر امور مذكوره مبالغه بسيار است و مىگويند اين چنين بيشى كمياب و سلاطين و حكام در خزاين در زير نگين خود محفوظ مىدارند و نوع دويّم بچهناك است و اين بيخى است كه در هيأت و ناهموارى ظاهر شبيه به جدوار و بيرون آن سياه و اندرون آن شكرى رنگ . منبت اين نيز منابت سينگهيا و سميت اين از آن ضعيفتر و قابل تدبير و اصلاح است به خلاف آن و لهذا اطباى هند بعد از تدبير و اصلاح بچهناك را استعمال مىنمايند خصوص تيلياى آن را كه به رنگ روغن چراغ زرد و تيره مايل به سياهى مىباشد و سطبر و سر آن باريك مانند شاخ گوزن و از همه اقسام بچهناك بهتر است و گفتهاند بچهناك را اقسام ديگر نيز هست و ليكن همه ضعيف و به هيأت و شكل و رنگ اكثرى شبيه بهماند مانند رودمنتا و باچلنگ و كمحاين و اين هر سه از اقسام بچهناك ضعيفاند و از دو دانگ تا نيم درهم آنها كشنده است به تعفين و افساد ارواح و اخلاط و قسمى ديگر صنوبرى شكل و كوچك بيرون آن مايل به زردى شبيه به سعد و اين را به هندى تيزك نامند در غايت تندى و تلخى است و اين شبيه به جدوار است و بعضى نامقيدان در شير جوش داده سميت آن را كم نموده رنگ كرده به جاى جدوار مىفروشند و قسمى ديگر شبيه به اكليل الملك است و اين را قرون السنبل