مضر گرده و مصلح آن انيسون .
مقدار شربت آن : تا سه مثقال .
بدل آن : در امراض رأس بارد به وزن آن بابونج و در ساير امراض افسنتين است .
برم
به فتح با و سكون راى مهمله و ميم . صاحب تحفه نوشته كه مؤلف مغنى شكوفه امغيلان مىداند و مؤلف جامع بغدادى شكوفه درخت خاردارى بزرگ به قامت اثل و بزرگتر از آن و برگ آن مانند برگ خارى كه خرنوب ثمر آن است و گل آن صوفى به مقدار زعرور و زرد با سفيدى آميز و با عطريت رايحه دانسته .
افعال و خواص آن : مفرح و مطيب نفس و تازه آن با لزوجت و منوم و بغدادى نوشته كه حكايت كرد براى من شخصى كه وثوق به قول او بود كه خشك آن حابس بطن و تازه آن مسهل و در عراق آب مقطر آن كه عبارت از عرق آنست به جهت خوشبويى و تفريحى كه دارد در عطريات مستعمل است و در طب غير متسعمل و آن را صمغى است و بعضى اطباى عرب حكايت كردند براى من كه آن به جهت سرفه مزمن نافع است و به جهت نفث الدم با ماء فاطر مكى كه دمالاخوين است مفيد و صاحب تحفه نوشته كه گويند عرق آن در خواص مانند عرق بيدمشك است .
برنگ كابلى
به فتح با و راى مهمله و سكون نون و كاف فارسى و فتح كاف و الف و ضم با و كسر لام و ياى نسبت اسم فارسى است معرب آن برنق و برنج است و به هندى بابرنگ نامند .
ماهيت آن : دانهاى است كوچك مدور سياه املس از فلفل ريزهتر و مغز آن سفيد و با اندك تلخى و رايحه آن تند به حدى كه محرور المزاج را گاه باشد كه رعاف عارض گردد از استشمام كوبيده آن و يا رسيدن گرد آن به دماغ در حين كوبيدن و آن دو نوع است بزرگ و كوچك . رنگ بزرگ آن سياه آميخته با سفيدى و گرمتر و مقى و كوچك آن مايل به سرخى و اين قوى و بهتر است در دفع كرم معده و حب القرع و مستعمل مغز مقشر آن است .
طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك و بعضى در سيّم و بعضى در اول گرم و خشك گفتهاند و اين قول بسيار ضعيف است .
افعال و اخواص آن : مخرج و مسهل بلغم غليظ و سودا و اخلاط لزجه از مفاصل به قوّت و مجفف رطوبات و قروح و مخرج اقسام كرم معده و امعا خصوصاً حب القرع حتى آنكه استيصال و اخراج كيسه آن مىكند و رنگ بول شارب آن مانند بقم مىگردد .
مقدار شربت آن : تا سه درهم كه كوفته و بيخته با شير تازه دوشيده آميخته بياشامند .
مضر امعا ، مصلح آن كثيرا .
بدل آن : به وزن آن ترمس و نيم وزن آن قنبيل است و به وزن آن نيز گفتهاند .
برنوف
به فتح با و سكون راى مهمله و ضم نون و سكون واو و فا به فارسى شابانگ نامند كه معرب آن شابانج است .
ماهيت آن : درختى است قريب به انار و پرشاخ و برگ آن شبيه به برگ زعرور و از آن تيرهتر و مزغب و رايحه آن تند و بدبو و شكوفه آن مانند خوشه و با زردى و وسط شكوفه آن زغب دار .
طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك .
افعال و خواص آن : محلل و مجفف رطوبات و شكننده بادهاى غليظ بارد و عصاره برگ آن جهت صرع اطفال و سيلان رطوبات از دهان و تحليل رياح و تقويت معده و تسكين درد احشاى ايشان شرباً و نيل ساييده با آب آن بر مفاصل و اصداغ و پرههاى بينى و گردن و شكم و كفهاى دست و پاى ايشان ماليدن و به دستور خورانيدن مقدار يك درهم عصاره برگ آن محلول با لبن مرضعه ايشان به چند دفعه جهت امراض مذكوره و امّ الصبيان نافع و آشاميدن سه درهم از عصاره آن با يك دانگ جاوشير مسهل قوى بلغم محترق به سوى سودا و دافع اوجاع حادث از آن است و يك مثقال آن با يك حبه جاوشير مسكن وجع قولنج مردان و زنان و مغص كل حيوانات كه از سردى باشد و سعوط عصاره آن با عصاره سداب و جندبيدستر و روغن بادام تلخ جهت جمود و نسيانى كه به يونانى ابليميس نامند و تنقيه دماغ سه روز متوالى و بوييدن برگ آن جهت تفتيح سده منخرين و اغشيه و دماغ و زكام و ذرور برگ خشك آن جهت التيام قروح و ضماد آن با زفت جهت حزاز نافع .
مضر امعا ، مصلح آن صمغ عربى
بدل آن : مرزنجوش .
مقدار شربت از عصاره آن : تا سه مثقال و از برگ خشك آن تا دو درهم و نيم است .
برواق
به فتح با و سكون راى مهمله و فتح واو و الف و قاف .
ماهيت آن : به لغت اهل مغرب اسم خشبى است و به عجمى اسم سنگ سبك زردى است كه چون بسايند مايل به سفيدى باشد و