بدل آن : آب چغندر است .
برك
به فتح با و را و كاف به لغت انگليسى به معنى پوست درخت
و الف و فتح سين مهمله و فا به است .
ماهيت آن : پوست درختى است شبيه به قرفه و از آن تيرهتر كه از ارض جديد مىآورند . گفتهاند طايفهاى از قسيسان ملقب به جرويت در مملكت پريو كه در آمريكاى جنوبى واقع است بر خاصيت اين قشر اطلاع يافتند و به فرنگ آوردند و لهذا منسوب به آنها گشت و آن را جرويتس برك نامند و در اين پوست طعمى و رايحهاى غالب نيست مگر آنكه اندك قبوضتى دارد و رنگ كوبيده آن از قرفه كمتر .
طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك .
افعال و خواص آن : جهت حميات مزمنه كهنه و نايبه مسبوقه ببرد مانند ربع و دوريه عتيقه بعد از تنقيه كه زايل نگردد مفيد بدين قسم كه در هنگام فتره و انقضاى نوبه مقدار يك درم تا يك مثقال طبى آن را به آب سرد حل كرده بياشامند سه روز پى هم يا پنج روز تا هفت روز و فرنگان تا يك روز و يك شب و تا دو روز تا نوبه ديگر به فاصله دو دو ساعت نجومى كه پنج كهرى هندى است در همان وقت مذكور يك يك درم طبى كه دو ماشه مىشود با آب سرد حل كرده مىخورانند و در حميات عرضى و مزاجى و قروحى و امزجه متغيره فاسده و هنگامى كه شراسيف ورم كرده و منتفخ شده يا سدهاى در احشا به هم رسيده باشد و در حميات لازمه و محرقه و در هنگام امتلا و فساد و تعفن اخلاط كه به حد كمال باشد اين دوا عديم النفع و غير مستعمل است و همچنين در صداع دورى و امراض نايبه رحم و اكثر امراض كه دوره منتظم داشته باشد مگر بعد از تنقيه به قى و اسهال و انقضاى نوبت در اكثرى مفيد و آن را گنه گنه نيز نامند و با اندك ملح طرطير جهت حمى ربع كهنه همان وقت و همان مقدار تا سه روز پى هم نيز مىدهند .
برگگ شيرازى
به فتح با و سكون راى مهمله و دو كاف فارسى اول مفتوح و دويّم ساكن و كسر شين معجمه و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح راى مهمله و الف و كسر زاى معجمه و ياى نسبت .
ماهيت آن : برگ قسمى از عنب الدب است و بيخ آن عود برّى است و عود البندق نيز نامند .
طبيعت آن : بسيار گرم و خشك .
افعال و خواص آن : مسكر قوى و زياده آن مورث جنون و كشنده است .
برنجاسف
به كسر با و راى مهمله و سكون نون و فتح جيم يونانى ارطيه ماسيا و به عربى سويلا و به فارسى بومادران و به شيرازى برتراسك نامند .
ماهيت آن : نباتى است ساق آن قريب به ذرعى و شاخهاى آن باريك و برگ آن ريزه و گل آن مانند شبت چتردار و زرد و سفيد و مايل به كبودى نيز و با نبات آن اندك چسبندگى و منبت آن كوهها و صحراهاى سايهدار و از سر نو هر سال مىرويد . حكيم مير محمد مومن در تحفه نوشته كه آن غير قيصوم است چه قيصوم شبيه است به افسنتين و اكثر يك ساق از يك ريشه مىرويد و بىشاخ و زياده بر شبرى و برگ آن شبيه به برگ و ساق زنبق و از آن بسيار ريزهتر و با چسبندگى قليلى و گل آن سفيد و زرد و با عطريت قوى بىثقل رايحه . منبت آن مخصوص كوههايى است كه باران در آنجا بيشتر شود و اكثر اطبا و عشابين مشوش ذكر كردهاند و هر دو را يك چيز دانستهاند و بعضى كه دو چيز دانسته بعضى از صفات قيصوم را در برنجاسف و صفات آن را در قيصوم مذكور ساختهاند بهترين آن خوشبوى ثقيل الرايحه آن است .
طبيعت آن : در اول سيّم گرم و خشك و نيز در دويّم گرم و در آخر اول خشك گفتهاند و منسوب به مشترى است .
افعال و خواص آن : ملطف و مفتح و مدر بول و حيض و مفتت حصات . آشاميدن دو درهم گل زرد آن با عسل جهت اخراج اقسام كرم معده و حب القرع مجرب و آشاميدن طبيخ دو مثقال آن و جلوس در مطبوخ آن جهت رفع احتباس حيض و بول و عسر ولادت و انضمام فم رحم و ورم آن و اخراج سنگ مثانه و مشيمه و جنين و تنقيه قروح رحم مفيد و آشاميدن آب نقوع مقدار دو درهم آن جهت رفع حميات و به دستور مطبوخ آن جهت اكثر امراض مذكوره خصوص امراض رحم امّا بايد كه غذايى بىروغن تناول نمايند و ضماد آن جهت اقسام درد سر و تفتيح سده دماغى و تقويت دماغ و سرسام بلغمى و سبات و بر سينه جهت درد سينه و بر زير شكم براى دفع احتباس بول و حيض و تحليل اورام و تسكين دردها و به دستور نطول آن و تكميد بدان جهت امراض مذكوره و رفع سده خيشوم و زكام و سدر و دوار و استنشاق طبيخ آن جهت رفع زكام و امراض دماغى و استشمام گل آن و حمول عصاره آن با مر صاف جهت رفع فضلات رحم و آنچه مراد اخراج آن باشد و ذرور سوخته مجموع آن جهت تجفيف قروح و ضماد بيخ آن بر زير شكم جهت ادرار بول و طمث و بايد كه در هنگام امتلاى بدن ضماد آن را استعمال ننمايند و همچنين هنگامى كه ماده در سدد انصباب باشد به سوى آن عضو .