باريكتر و كوچكتر و از بيخ آن ساقههاى باريك برمىآيد و بر سر آنها خوشهاى مانند خوشههاى گندم و بالاى آن غلافى و در جوف آن تخمهاى آن و در تابستان مىرسد و سه صنف مىباشد : يكى سفيد و اين بهترين اصناف است خصوص باليده آن كه در آب ته نشين گردد و دويّم سرخ رنگ و اين ضعيفتر از آن است در نفع و بعضى اين را بهتر مىدانند و سيّم سياه كه بدترين همه است و انطاكى نوشته كه سفيد آن در مصر بسيار است و سرخ آن را از برليس كه نام موضعى است معروف در مصر مىآورند و لهذا آن را برليسيا نامند منسوب بدان و سياه آن را صعيدى نامند نيز بدان جهت كه از صعيد اعلى مىآورند و شكوفه هر يك به رنگ آن است .
طبيعت : سفيد آن در سيّم سرد و در دويّم تر و سرخ آن تر در اول و سياه آن با يبوست و اجتناب استعمال سياه آن اولى است .
افعال و خواص آن : آشاميدن سفيد آن مسكن تشنگى و حرارت و با قوّت محلله و ملين طبع و جهت تبهاى حاره و غليان خون و خشونت سينه و حلق و زبان و سر و علل صفراوى و ذات الجنب و امراض دموى و اصلاح اخلاط سوخته و مغص و قرحه امعا و زحير و دفع يبوست امعا حادث از صفرا و شرب ادويه حاره و به دستور لعاب آن به تنهايى و يا با روغن بادام جهت امراض مذكوره و برسام و تسكين عطش و تليين طبيعت صاحب برسام و ضماد آن با سركه و روغن گل جهت وجع مفاصل حار و نقرس و تليين اورام ظاهرى و ورم عقب گوش و خنازير و خراجات و منع آنها از زيادتى و التواى عصب حادث از يبوست و جهت ورم صلب و جمره و حمره و با آب دهن جهت نضج و انفجار دمل و طلاى لعاب آن و يا ضماد كوبيده آن با گلاب جهت درد سر و با روغن بنفشه جهت تسكين درد سر حار و ترطيب دماغ و اعصاب و رفع انشقاق موى و درازى و نرم كردن آن خصوص چون چند روز پى در پى بمالند و با مثل آن روغن گل سرخ و پوست خشخاش پخته جهت اورام حاره و تسكين درد آن مجرب و چون بياشامند مقدار دو درهم و نيم تا سه درهم خيسانيده آن در آب گرم تا اينكه لعاب و لزوجت آن زود برآيد با شكر سفيد و يا سكنجبين جهت تليين و اسهال مفيد و آشاميدن مطبوخ آن در آب نيمگرم جهت درد سينه حار مفيد كه در آب بجوشانند و بياشامند و چون بريان نمايند و با روغن گل سرخ چرب نمايند و بنوشند جهت رفع اسهال و قبضيت شكم و با روغن بادام شيرين جهت رفع سحج صبيان و تسكين مغص و زحير و زايل گردانيدن غم كه سبب آن احتراق صفرا باشد نافع و چون بكوبند و بر بدن بمالند بدن را نيكو و نرم و فربه گرداند و لاغرى حادث از گرمى را ببرد و گفتهاند بزرقطوناى كوبيده را نبايد آشاميد كه قاتل است و وجه آن را بعضى حدت تخم آن و بعضى چسبيدن آن به سطوح باطنيه و تقرح آن گفتهاند و چون كسى مقدار ده درم از كوبيده آن را بياشامد گويند اولًا بدن او سرد گردد و خدر و استرخا و غم و كرب و غثيان و ضيق النفس او را حادث گردد پس غشى و سقوط نبض و موت و علاج آن قى فرمودن به ماء العسل حار و نمك و بوره چند مرتبه و خورانيدن زرده تخم مرغ نيمبرشت و اسفيدباجات با فلفل و نعناع و فوتنج و خورانيدن مثلث است .
بدل بزرقطونا در تليين طبيعت و خشونت سينه و حلق و سرفه بهدانه و در تبريد و ترطيب تخم خرفه و در نضج تخم كتان .
مقدار شربت آن : از دو درهم تا ده درهم .
بزغنج و بزغند
به ضم با و سكون زاى و ضم غين معجميتن و سكون نون و جيم و به ضم با و سكون زاى و ضم غين معجمتين و سكون نون و دال مهمله در آخر لغت فارسى است .
ماهيت آن : گويند بار درخت نابسته پسته است و گويند ثمر پسته يك سال مغز مىبندد و آن را پسته مىنامند و يك سال نمىبندد و آن را بزغنج و اين در خواص مانند پوست بيرون پسته نيست بلكه بسيار سرد و خشك و قابض و مفرح و در افعال مانند اقاقيا است و دباغان از آن پوست حيوانات را دباغت مىنمايند .
بزر كتان
به فارسى بزرك نامند و به هندى السى و تيسى و از مطلق بزر و دهن بزر مراد آن است . آشاميدن آن مبهى و منعظ است و روغن آن در حرف الكاف مع التاء در كتان مذكور خواهد شد .
فصل الباء مع السين المهمله
بسباسه
به فتح اول و سكون سين مهمله و فتح باى موحده و الف و فتح سين مهمله و ها در آخر لغت عربى است به فارسى بزباز و به هندى جاوترى نامند .
ماهيت آن : پوست زيرين پوست خشبى جوزبوا است كه بر بالاى پوست صلب صدفى آن پيچيده مىباشد و بهترين آن اشقر مايل به سرخى تندبوى تند طعم ضخيم تازه آنست كه با اندك قبضى باشد .
طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك و گويند در اول گرم و در دويّم خشك و اول اصح است و با قوّت قابضه و حرارت ملطفه و جوهر ارضيه غالبه .
افعال و خواص آن : مفرح و مقوى معده و كبد و باه و منعظ و