تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
زياده كننده منى خصوصاً در بارد المزاج و هاضم و خوشبو كننده دهان و مفتح سدد و مجفف رطوبات و محلل رياح و صلابات باطنى و خارجى غليظ و جهت سلس البول حادث از برودت و رطوبت و سحج و نفث الدم و قرحه امعا و جلب رطوبت سينه و شش و اسهال كهنه و درد سپرز و منع ريختن فضلات به معده ضعيف و نشف رطوبت آن و تقويت رحم و نشف رطوبت و خوشبويى آن و سعوط آن با آب گرم يا روغن بنفشه جهت درد سر بارد رطب حادث از رياح غليظه و طلاى آن بر سر جهت درد سر و شقيقه و صرع و ضماد آن به تنهايى و يا با ادويه مناسبه بر ناف و عانه و فقرات پايين ظهر جهت سلس البول و با برگ مورد جهت بدبويى زير بغل و با سرگين بز و عسل جهت اورام صلبه و طلاى آن با عسل در حمام جهت درد پشت زن زاييده و رياح نفاس مجرب و فرزجه آن بعد از طهر معين بر حمل و با زعفران منقى رحم و مصلح آن و ماليدن قيروطى آن به زير ناف جهت سحج و قرحه امعا مفيد . گويند مضر جگر ، مصلح آن صمغ عربى و مصدع و مصلح آن گلاب . مقدار شربت آن : تا سه درهم . بدل آن : جوزبوا است و در افعال قريب به آن است و لطيف‌تر از آن و جوارش و دوا و دهن و معجون آن در قرابادين كبير ذكر يافت .

بستان افروز

به ضم با و سكون سين مهمله و فتح تاى مثناة فوقانيه و الف و نون و فتح همزه و سكون فا و ضم راى مهمله و سكون واو و زاى معجمه لغت فارسى است و به عربى حبق بستانى و زينة الرياحين و داح نيز گويد جهت آنكه بسيار خوش منظر است و هر گياه خوش منظر را عرب داح گويند و به فارسى تاج خروس و گل حلوا و گل يوسف و به هندى نوع صغير آن را كوكنى و كبير آن را جتاد هارى نامند و آن غير حماحم است كه حبق نبطى باشد چه حماحم برگ آن عريض‌تر و به الوان و ساق آن سرخ و نبات آن قوىتر و بزرگ‌تر و كم گل مىباشد و بستان افروز برگ آن سبز و ريزه و پرگل و گل آن سرخ مايل به بنفشى و بىرايحه و تخم آن ريزه و سياه و براق . طبيعت مجموع آن : سرد و خشك و قابض و رادع . افعال و خواص آن : آشاميدن آب معصور آن مقدار يك اوقيه و نيم و به دستور آب مطبوخ با جلاب و سكنجبين جهت رفع حرارت معده و جگر و سده سپرز و رفع سميت خانق النمر نافع و جرم آن ثقيل و مصلح آن سكنجبين . مقدار شربت : از آب آن تا يك اوقيه و نيم . بدل آن : حماحم و تخم آن جهت اسهال نايب مناب تخم بارتنگ و چون بكوبند و در يك رطل شير بخيسانند و شب در مهتاب بگذارند و صبح بنوشند و مداومت بر آن كنند سه روز يا زياده جهت رفع حرقة البول و بول الدم مجرب . مقدار شربت آن : دو مثقال .

بستياج

به فتح با و سكون سين مهمله و كسر تاى مثناة فوقانيه و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف و جيم به فارسى خلال مكه و به عربى سدى نامند . ماهيت آن : نباتى است خاردار و برگ آن با خشونت و ريزه و گل آن سفيد و ازرق و شاخ‌هاى آن به قدر شبرى از يك بيخ روييده و بر سر هر شاخى چترى مانند قبه رسته و خشن و از شاخ‌هاى باريك آن خلال سازند و تخم آن شبيه به نانخواه و طعم آن تند و ريزه و وخشيزك نامند . طبيعت گياه آن : در اول دويّم گرم و خشك و با اندك عطريت . افعال و خواص آن : خلال كردن به آن جهت تقويت دندان و طلاى آب آن جهت تحليل اورام و جلوس در طبيخ آن جهت اصلاح حال رحم و ادرار بول نافع و تخم آن در آخر دويّم گرم و خشك و آن را به فارسى درمنه تركى نامند جهت سعال و فواق و رياح و مغص و حصات و تفتيح سده جگر و ادرار بول نافع و ضماد مطبوخ آن در روغن زيتون جهت فالج و استسقا و درد مفاصل و مضمضه به طبيخ آن جهت درد دندان مفيد . مضر ريه مصلح آن گشنيز و مضر سر و مصلح آن ترمس . مقدار شربت آن : تا دو مثقال . بدل آن : شيح ارمنى است .

بسّد

به ضم با و فتح سين مخفف و مشدد و دال مهملتين و به كسر با و تشديد سين و به فتح آن نيز آمده و گفته‌اند كه قرول معرب قرواليون يونانى است و به رومى قولوريون و به لغتى قوالن و به عربى ناشف نامند . ماهيت آن : آنچه مشهور است كه بيخ مرجان است اصلى ندارد بلكه سنگى است سرخ پر سوراخ مانند خانه زنبور و ليكن سوراخ‌هاى اين از آن باريك‌تر و در سواحل درياى عمّان و يمن و فارس و مالديب و غيرها در زير آب تكون مىيابد و صاحب شفاء الاسقام نوشته كه گفته‌اند كه آن نبات بحرى است و در جوف دريا مىرويد و چون از دريا برآورند و هوا بدان رسد سخت و صلب مىگردد و نوشته كه مستعمل در دواء المسك بسّد