تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
خاردار و ثمر آن مانند قبه و خاردار هر خارى به قدر سوزنى و در جوف قبه آن چيزى مانند پشم و گل آن بنفش و تخم آن شبيه به قرطم و مدور و بعضى شكاعى را بادآورد مىدانند و مىگويند شكاعى اسم عربى آن است و بادآورد اسم فارسى است و تحقيق آن است كه در جنس قريب بهم‌اند نه عين و ماهيت شكاعى در حرف الشين خواهد آمد و فرق معلوم خواهد شد و منبت آن كوه‌ها و بيشه‌ها و تحقيق آن است كه ساق بادآورد باريك سفيد مدور تا به قدر يك شبر و اندكى زياده بر آن و در بيخ ساق آن اندك زغبى و گل آن سفيد و اطراف آن سه خار نرم نازك به قدر سوزنى و متصل ميان شاخ‌هاى آن و ثمر آن به شكل تكمه اندك طولانى و در جوف آن چيزى شبيه به پرز و پشم سفيد رنگ و چون گياه آن خشك گردد باد آن را بركند و پراكنده نمايد و لهذا آن را بادآورد نامند . منبت آن دامنه‌هاى كوه و ريگزارها . طبيعت آن : گرم و خشك در اول و منسوب به مشترى و گويند در اول سرد و اظهر حرارت است و ليكن برگ و تخم آن با قوّت بارده و بيخ آن قوىتر از تخم آن و تخم آن از برگ آن . افعال و خواص آن : برگ آن مسهل بلغم غليظ و سودا و مقوى معده و مفتح سدد و مدر بول و حيض و مفتت حصات و محلل و با قوّت قابضه و مقاوم سموم و مضمضه به طبيخ آن جهت وجع دندان و بيخ آن جهت نفث الدم سينه و اسهال معدى مزمن و درد معده و تقويت آن و عسر البول و گزيدن هوام و تبهايى كه به سبب ضعف معده باشد و تبهاى كهنه بلغمى و سوداوى و استسقا و يرقان از يك درهم تا يك درهم و نيم و مضمضه به طبيخ آن بهتر از طبيخ برگ آن است جهت درد دندان و ضماد آن جهت تحليل اورام رخوه بلغميه و خاريدن داء الثعلب به ساق تازه آن زايل كننده آن و مجرب و آب آن جهت رفع تشنگى و التهاب و چون بخايند و بر لذع عقرب و نهش مار گذارند بسيار نافع و از خاصيت آن آنست كه چون در خانه بياويزند هوام بگريزند و نزديكى آن نكنند و تخم آن جهت كزاز خصوصاً كزاز اطفال و تشنج و سرفه و تحليل رياح و درد ورك و كمر مفيد . مضر ريه ، مصلح آن افسنتين . بدل آن شاهتره . مقدار شربت آن : از تخم آن تا دو مثقال و از آب آن سه مثقال .

بادرنجبويه

به فتح با و الف و سكون دال و فتح راى مهملتين و سكون نون و جيم و ضم باى موحده و سكون واو و فتح ياى مثناة تحتانيه و ها معرب بادرنگبويه فارسى است و به عربى مفرح القلب نامند . ماهيت آن : نباتى است به قدر ذرعى و دو نوع مىباشد نوع اول صغير و برگ آن لطيف و طولانى و اطراف برگ آن مشرف مانند اره و ساق آن پر شعبه شبيه به ريحان و گل آن بنفش مايل به سرخى و به جاى سبزى با طعام مىخورند و اين نوع صغير ربيعى و صيفى مىباشد و هر سال تخم آن سبز مىشود نه ريشه آن و تخم آن شبيه به تخم كتان و كوچك‌تر از آن و اغبر و اين را بقله اترجيه و ترنجان نيز نامند و نوع دويّم نيز در بو شبيه به آن و از آن تندتر و برگ آن مايل به تدوير و اين صحرايى و بستانى نيز مىباشد بىساق و شاخ‌هاى آن بسيار از يك بيخ مىرويد و برگ آن با خشونت و عريض و از برگ نعناع بزرگ‌تر و گل آن سفيد و كم تخم . حكيم مير محمد مؤمن نوشته كه اين را در دار المرز بادرنجبويه نامند و ريشه آن مثل نعناع هر سال سبز مىشود و گربه اين نوع را دوست مىدارد و جمعى هر دو نوع را يكى مىدانند و نه چنين است و بالنگو نيز نيست زيرا كه تخم بالنگو باريك تر و بلندتر و سياه نيلى و تخم اين اندك باليده‌تر و كوتاه‌تر از آن و اغبر و گياه بالنگو مانند ريحان است و نوشته كه حقير تخم بالنگو را كشته گياه آن را از جمله ريحان مشاهده نموده و آن ريحان سبز بزرگ برگ است و در بو مانند شاهسفرم . طبيعت آن : گرم و خشك در اواسط دويّم و منسوب به مشترى و بعضى در اول معتدل در گرمى و خشك در دويّم گفته‌اند و اين قول ضعيف است و قول اول اقوى و اصح . افعال و خواص آن : مقوى دل و دماغ و حواس و حفظ و ذكاء و معده و جگر و مفرح و مفتح سده دماغى و ملطف و دافع كابوس شماً و اكلًا و جهت وحشت سوداوى و خفقان و غشى و فواق ريحى و تحليل سودا و امراض بلغمى و مغص و امراض وركين و گرده و دفع سموم مطلقاً شرباً و ضماداً نافع و خاييدن برگ آن جهت ازاله بوى شراب و بخر يعنى بدبويى دهان بسيار مؤثر و آشاميدن سه درهم آن با نيم درهم نطرون جهت قرحه امعا و مغص و سه مثقال آن با يك مثقال نطرون جهت دفع سم فطر و سماروغ مفيد جهت آنكه ازاله اختناق عارض از شرب فطر مىنمايد و مضمضه به طبيخ آن جهت فساد دندان و لعوق آن با عسل جهت عسر النفس و نفس انتصابى و ساييده آن از پنج درهم تا ده درهم با شراب جهت گزيدن سگ ديوانه و رتيلا شرباً و ضماد آن جهت امراض مذكوره و تقويت قلب و تسكين اوجاع مفاصل به سبب قوّتى كه در آنست و به خاصيتى كه دارد و بالعرض نيز براى آنكه محلل و دافع سودا است و با سركه محلل خنازير و منقى قروح و خوردن آن ناشتا جهت ازاله خفقان سوداوى و غير سوداوى و تقويت معده بارده رطب و تلطيف طعام غليظ و آوردن جشاء و خواب بالعرض و طلاى آب برگ آن جهت جرب سوداوى و نمله و نار فارسى و آكله و با نمك جهت خنازير و قشعريره و نافض حمى در حمام معتدل و بوييدن برگ آن جهت تفتيح سده دماغى و جلوس در طبيخ آن جهت
مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 198 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى / روجا رحيمى / فاطمه فرجادمند