آهستگى در ميان آن مىگذارند تا آب تلخ گردد . پس برآورده آن آب را به يك دفعه يا دو دفعه به مريض مىخورانند و آن سنگ را خشك نموده نگاه مىدارند و اين هر چند زودتر آب را تلخ نمايد بهتر و قوىالاثرتر است و به تدريج و كثرت استعمال جرم آن اندك اندك به تحليل مىرود و مىگدازد در آب و آب را ديرتر تلخ مىگرداند و خواص هم كم مىشود چنانچه در سنه يك هزار و يكصد و نود قدسى برادر عاليقدر نواب مبارز الملك معين الدوله خان خانان سيد محمد رضا خان بهادر مظفر جنگ در كلكته از عمده تاجر ارمنى چهار عدد همين را كه دو عدد خرد و كلان و دو عدد برابر جوز در تار طلا گرفته بودند به چهار هزار روپيه خريد نموده آورده بودند از آن جمله يكى از آنها كه به فقير داده بودند چند جا در هيضه و بعد وضع حمل بعضى نسوان را به سبب برودت تغيير حالت شده بود امتحان شده فايده بسيار بخشيد باقى خواص قسمى كه مسطور نموده .
بادزهر معدنى
آن را به عربى حجر السم و به فارسى بادزهر كانى و زهر مهره نامند و در بعضى لغات معروف به حجر قيطاس است .
ماهيت آن : حجرى معدنى است و معادن آن مملكت خطا و جبال چين و هند و اجمير و دكهن و تبت و قندهار و باختر و خراسان و كرمان و توران و خليص است كه از نواح مدينه طيّبه است و بهترين آن خطايى پس قندهارى پس خراسانى ، پس خليصى است كه خوشبو و خوش طعم و املس و خوش قماش و خوش رنگ و ساييده آن سفيد و خوشبو و كف دار باشد و هر چند اين اوصاف در آن زياده و بيشتر باشد بهتر و اثر آن قوىتر است و ديگر آنكه چون با افيون و يا با آب برگ نيم بسايند تلخى آن هر دو را زايل كند و يا آنكه چون برگ نيم را بخايند و مقارن آن زهر مهره ساييده بخورند تلخى آن محسوس نگردد و همچنين افيون و ديگر آنكه در يكى از سموم مشروبه و يا ملذوعه استعمال نمايند اگر نفع و اثر از آن ظاهر شد خوب است و الا نه و امتحانات ديگر نيز گفتهاند و اكثرى از آنها خالى از مبالغه نيستند مانند آنكه چون به قدر دو جو از آن را بسايند و بخورد افعى دهند اگر آن را هلاك نمايد خوب است و الا فلا و آنكه چون بر طعام سم آلوده گذارند اگر عرق كند بسيار خوب است و الا نى و بدترين آن دكهنى است و گويند الوان مفرده آن شش است زرد و سفيد و سبز و اغبر و نخودى و منقط و اين شش قسم را احقر ديده و الوان ديگر مانند سياه و ما بين زردى و سفيدى و به رنگ وسمه و زرد مايل به سبزى و زرد مايل به سرخى و سرخ گلابى شلغمى و مخطط به سبز و زرد و سياه و ابرى ملون بدان الوان و غير اينها نيز به نظر رسيده و جرم بعضى بسيار صلب مانند قندهارى و شاه مقصودى و بعضى متوسط مانند خطايى و خليصى و بعضى رخو مانند دكهنى و اجميرى .
طبيعت آن : بعضى گرم مىدانند و بعضى سرد و بعضى معتدل مايل به حرارت و شايد قول به اعتدال اقرب به صواب باشد و يابس در دويّم بالاتفاق .
افعال و خواص و منافع آن : موافق جميع امزجه و دافع سموم و سم بيش و مقوى همه قوا و ارواح و حافظ آنها جهت آنكه فعل آن به خاصيت است نه به طبيعت فقط و مانع ضرر هواى وبايى و اختلاف مياه و اهويه و مانع تعفن اخلاط و ازاله سميت آنها و مبهى و مقوى اعصاب و مفاصل و محلل و رادع اورام حاره و بارده و جهت ماليخوليا و ربو و ضيق النفس و ازاله هم و غم و توحش و خفقان و ضعف قلب و معده و اسهال و قى و هيضه و طاعون و و با نافع شرباً با گلاب يا با عرق بيدمشك و يا عرقهاى مناسبه ديگر و يا با آب خالص و چون آن را با آب بسايند و حب ساخته هر روز يك قيراط فرو برند تا چهل روز جهت حفظ صحت و منع ضرر هواى وبايى و اختلاف مياه و اهويه و منع تعفن اخلاط و ازاله سميت آنها و تقويت اعصاب و باه نافع . رازى گفته كه آن را در دفع سميت بيش بهتر از ادويه ترياقيه مفرده و مركبه ديگر يافتم و آن بادزهر زرد مايل به سفيدى رخو موجدار براق مانند شب يمانى بود و حكيم هاشم طهرانى در رساله فادزهريه خود نوشته كه از غرايب آثار آن اين است كه شخصى از روى جهل در حالت تخمه فصد كرد و درد شديدى در جانب جگر و اضلاع او عارض گرديد . سه دانگ از اين فادزهر ساييده به سه دفعه هر دفعه يك دانگ به او خورانيدم هر دفعه آزار او تجفيف مىيافت تا آخر روز صحت يافت و گويند آشاميدن نيم دانگ از عرق آن كه از تابش آفتاب بهم رسد جهت ازاله خفقان فى الفور و درد چشم و اشتعال حمى مجرب است اگر اصلى داشته باشد و از آن اين مقدار عرق برآيد و افلاطون در كتاب جامع الخواص آورده كه آن سم را جذب مىنمايد و شريانات و ساير عروق بدن را از آن پاك مىسازد و خون را از سميت خالص مىگرداند و هر سم قاتلى كه باشد هرگاه مبادرت در خوردن آن نموده شود پيش از انتشار و پراكنده شدن در بدن خواه آن سم مشروب باشد يا ملدوغ و يا ملسوع و اگر آن را بسايند و بر موضع لسع هوام ارضيه بپاشند سم را به ترشح دفع نمايد و ارسطو گفته كه اگر از بادزهر معدنى نوع اعلاى آن انگشترى سازند و در دست كنند و هميشه با خود نگاه دارند سموم با دارنده آن چندان اثرى نكند كه در غير آن و دستى كه در آن اين انگشترى باشد اگر داخل طعام مسموم كنند حدت و قوّت آن را بشكند و ضعيف گرداند و چون آن انگشتر را در دهن مسموم گذارند و بمكد آن را نافع است او را و گفتهاند كه اگر بر اين سنگ در وقتى كه قمر در برج عقرب باشد صورت عقربى نقش