تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
بوى آن در وقت كوبيدن قوى باشد و به قوّت عطسه آورد و بايد كه در اواخر بهار از زمين برآورند و به ريسمان كتانى پيچيده و يا قلاده ساخته در سايه خشك نمايند كه عفونتى در آن راه نيابد و سست و متخلخل الاجزا و رخو و بلند و باريك نباشد و سفيد آن كه رومى است ضعيف‌العمل‌تر از آن است و كهنه كرم خورده و سوراخ دار نباشد . طبيعت آن : در اواخر دويّم گرم و در خشكى كمتر از آن و كهنه آن گرم‌تر و خشك‌تر از تازه آن . افعال و خواص آن : ملطف و مسخن و مفتح و منضج و جالى و منقى و مسهل ماء اصفر و مره سودا و بلغم غليظ و گفته‌اند قوّت اسهال كهنه آن زياده است و آشاميدن سه مثقال تا هفت درهم با ماء العسل اسهال كيموس غليظ بلغمى و مره صفرا نمايد . * امراض الرأس و غيره * ضماد آن با سركه و روغن گل بر سر جهت صداع كهنه و به دستور مطبوخ آن خواب آورد و ضماد گل آن جهت سكته و تشنج امتلايى و خدر و به دستور آشاميدن آن و نيز آشاميدن بيخ و برگ آن از براى خدر و طبيخ بيخ آن جهت اختلاج و خدر و رعشه و رعده و سكته و فالج و استرخا و فزع صبيان در خواب و نسيان و زيادتى قوّت حافظه و به دستور خوردن جرم آن و با شراب ريحانى جهت تشنج امتلايى و تعطيس به جرم آن جهت جلب دموع و رطوبات زايده از چشم و سعوط برگ آن سه روز متوالى جهت شقيقه و قطور طبيخ بيخ آن با سركه در گوش جهت قطع نزلات بارده و دوى آن و مضمضه به آن جهت درد دندان بارد امتلايى و ضمور لهاة و مضغ جرم آن جهت بدبويى خمر و آشاميدن مطبوخ آن و يا جرم آن با ميپختج جهت درد سينه و شش و ضيق النفس و ربو و سرفه و عسر النفس و ذات الريه و خناق بلغمى و دفع فضول غليظه محتبسه عسرة الدفع و درد جگر و سپرز بارد و استسقا و يرقان و تفتيح افواه بواسير و عرق النساء و اعيا و مغص و جهت امساك منى و كثرت احتلام و جريان مذى بدون جماع و آشاميدن مطبوخ به دستور جرم آن دو درم با شراب جهت امراض رحم و انشقاق و تفتيح سده آن و احتباس طمث و فسخ و هتك عضل و با سركه جهت گزيدن هوام و ادويه سميه و ورم و سده سپرز و لرز و نافض حميات و ضماد پخته آن جهت درد رحم و صلابت و انضمام فم آن هنگامى كه بند شده باشد به سبب غلظت جرم خود و جهت تليين اورام صلبه و مزمنه و خنازير و بثور لبنيه و قروح وسخه و به دستور تكميد بدان و با سركه جهت سپرز و استسقا و گزيدن هوام و تحليل اورام و قطع رطوبات سايله از قروح لبنيه و تحليل آنها و رفع كلف و نمش و بهق سفيد و به دستور با دو چندان خربق سفيد جهت كلف و نمش و بهق و با عسل جهت زخم‌هاى غايره و ذرور آن جهت رويانيدن گوشت بر استخوان و التيام زخم‌هاى غايره و بدبويى زخمى كه ناصور شده باشد و جلوس در طبيخ آن جهت صلابت رحم و مقعده و امراض بارده و حقنه بدان جهت عرق النساء و بدبويى بواسير و قروح غايره باطنه و بردن لحم زايد نواصير و فرزجه آن با عسل جهت اخراج جنين و حمول آن جهت ديدان و تدهين به روغن آن جهت تشنج امتلايى و گشودن افواه عروق بواسير و رفع اعيا و آشاميدن آن با سركه يا شراب جهت تشنج امتلايى و هتك عضل و رفع سميت فطر و بنج و گشنيز جبلى مجنن و برد و نافض حميات و يك اوقيه آن مسهل قوى و غرغره آن با ماء العسل جهت خشونت قصبه ريه و قطور آن در گوش با سركه جهت رفع دوى و منع نزلات مزمنه و به تنهايى در بينى جهت رفع بدبويى منخرين و چون در زيت بجوشانند تا نضج يابد و در گوش بچكانند كرى كهنه را زايل گرداند و حقنه بدان جهت عرق النساء و امراض رحم مفيد . بدل دهن آن دهن الغار و صاحب اختيارات گفته كه تخم آن از منومات مجربه است و اگر بيخ آن را قدرى بر دندانى كه درد كند بگذارند آن را بيندازد امّا بايد كه بداند آن ديگر نرسد كه آن را فاسد كند . مقدار شربت ايرسا تا دو مثقال . بدل آن : در اسهال ماء الصفر ثلث آن ماذريون با بيست مثقال شير شتر . گويند مضر شش است مصلح آن عسل و جوارش و حب و دبيد و دهن و قرص و لعوق آن در قرابادين ذكر يافت .

ايمارانوطالى

به كسر همزه و سكون يا و فتح ميم و الف و فتح راى مهمله و الف و ضم نون و سكون واو و فتح طاى مهمله و الف و كسر لام و يا . لغت يونانى است به معنى عشبه مكرمه و در مصر زيتونيه نامند جهت مشابهت برگ آن با برگ زيتون در ضخامت و صاحب تحفه نوشته كه ظاهراً زرين گياه باشد و نه چنين است و در حرف الزا ماهيت زرين گياه مذكور خواهد شد . ماهيت آن : نباتى است زياده به ذرعى و شاخ‌هاى آن پر گره و ساق آن باريك و برگ آن از هم متفرق و از برگ بلوط باريك‌تر و كوچك‌تر و شرفه‌دار و طعم آن شيرين و بيخ آن باريك و دراز و گل آن زرد و چون بر صفحه مس اين گياه را طرح كنند ظاهر آن را به رنگ نقره گرداند به غير غوص در جرم آن . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك و معتدل نيز گفته‌اند . افعال و خواص آن : مجفف و مفتح . آشاميدن دو مثقال از بيخ و برگ آن با شراب جهت نهش هوام و به دستور ضماد آن و آشاميدن دو مثقال آن با نه قيراط كندر و نه اوقيه شراب كهنه