تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
و اقتصار نمىكنيد به رسيدن اين ادويه كه اهليلج و رازيانج و شكر است در ابتداى گرما سه ماه متوالى در هر ماهى سه روز متوالى و هنگام آمدن زمستان همان قسم و بگردانيد به جاى رازيانج مصطكى در زمستان به درستى كه مريض نمىشويد مگر به مرض موت و مجموع آن جهت تقويت معده و دماغ و ذهن و حفظ و حواس و تفتيح سدد و صداع و ماليخوليا و تصفيه ارواح و وسواس سوداوى و خفقان و غثيان و منع صعود بخارات به دماغ و اطفاى نايره سودا كه از احتراق صفرا باشد و تصفيه رنگ رخسار و استسقا و بواسير ريحى و خونى و حميات مركبه در اواسط و اواخر نافع و مسهل رقيق بلغم و صفرا به عصر و بعضى در حميات مطلقاً منع كرده‌اند استعمال هليلجات را و اين قول مسلم و كلى نيست در همه حال بلكه در ابتدا قبل از نضج و ترقيق ماده و بحران مجوز نيست جهت آنكه لطيف و رقيق ماده را به عصر دفع مىكند و باقى را غليظ متحجر مىگرداند و به دستور در حقنه‌ها نيز و اين نيز پسنديده و كلى نيست و علت منع عصر آنست و انضمام و تسديد مسام و عروق اعضا و ابقاى مواد غليظه در آنها و در حقنه اثر دوا در افضيه است نه مسام كه باعث انضمام و انسداد آنها گردد و معمول است كه آن را با ادويه ملينه و مفتحه و جاذبه تركيب مىكنند و صرف هليله را استعمال نمىنمايند در حقنه‌ها و در شرح اسباب در معالجه سرسام صفراوى در حقنه هليله داخل است و ( داشتن ) « 1 » آن در دوار و گفته‌اند كه چون با بنفشه و خيارشنبر و همچنين ملينات ديگر تركيب نمايند بايد كه ملاحظه نمايند كه قوّت يكى مصادم و مضعف و مبطل قوّت ديگرى نيايد و مانع تأثير آن نگردد و ليكن اولى عدم استعمال آن است در حقنه‌ها خصوصاً جرم و مطبوخ آن كه در حقنه‌ها اصلًا آن را نبايد جوش نمود بلكه نقوع آن را استعمال نمايند نزد شدت حاجت و نيز بايد كه هليلجات را بسيار نرم نكوبند بلكه مرضوض و جريش باشد يعنى نيم كوفته پس به روغن بادام شيرين چرب كرده استعمال نمايند تا آنكه باطل نگردد فعل آنها و مغص آنها كم گردد به سبب روغن و سنون دانه آن جهت تقويت لثه و خون رفتن از بن دندان و رويانيدن گوشت آن مفيد و عمل نقوع اهليلجات خصوص كابلى در اسهال زياده از مطبوخ و سفوف آنست جهت آنكه صمغيت آن كه حامل قوّت اسهال آن است در آب مىآيد و جرم حابس آن مىماند به خلاف مطبوخ كه در آن نيز قدرى از جرم آن مىباشد و در سفوف تمامى آن و همچنين ريوند و نيز منقوع و مطبوخ آنها بهتر از خوردن جرم آنها است زيرا كه محدث قولنج‌اند به سبب دفع نمودن رقيق اخلاط و باقى ماندن غليظ آنها . مضر ثفل و حابس ، مصلح آن عناب و سپستان و مصلح قبض كه لازم عصر آنها است روغن بادام و يا گاو تازه و قند و ترنجبين و يا شكر . مقدار شربت از جرم آنها : تا پنج درهم و در مطبوخات و نقوعات از هفت درم تا ده درم . بدل آنها : در غير اسهال پوست انار و گويند عفص است و عصاره خشك هليله كابلى و زرد قوى الفعل و اندك آن عمل بسيار مىنمايد و در قرابادين در اهليلج ذكر يافت .

اهليلج كابلى

بهترين آن زرد مايل به سرخى باليده پر مغز كم ريشه هسته كوچك آن است كه كهنه فاسد نشده باشد و اقوى انواع اهليلجات است . طبيعت آن : بعضى در برودت معتدل و در اول خشك و بعضى گرم به اعتدال مىدانند . افعال و خواص آن : مسهل بلغم و سودا و صفراى مخلوط به اخلاط و مدر بول و جهت صداع و نسيان و تقويت جميع حواس خصوصاً حفظ و دوار صفراوى با شكر سفوفاً و دوار و سدر بلغمى تنقيه به آن نمودن و ماليخوليا و اصلاح حال دماغ و صرع و لقوه به تنهايى و با سه وزن آن عسل يا شكر سرشته هر روز مقدار يك جوزى از براى صرع سوداوى با ادويه ديگر مانند بسفايج و اسطوخودوس و حجر ارمنى و حجر لاجورد و افتيمون مطبوخاً و يا معجوناً با سه وزن آن عسل و گويند چون صاحب لقوه يك عدد هليله كابلى استه بيرون كرده را در دهان گيرد و بخايد تا تمام شود و آب آن را فرو برد و همچنين چون در جانب مايل گذارند يك عدد هليله كابلى را نفع بخشد آن را و گويند چون يك سال هر روز يك عدد آن را تناول نمايند موى سفيد نشود خصوص پرورده آن و بعضى اين خاصيت را مخصوص به هليله هندى دانسته‌اند و بالخاصيه جهت رفع ضرر آبها و بسيار خوردن آب نافع . قدر شربت از جرم آن : تا سه مثقال و در مطبوخ تا هشت مثقال . بدل آن : هليله زرد است و بعضى سياه گفته‌اند و ساير خواص زرد را دارد و مرباى آن كه زياده از يك سال بر آن نگذشته باشد مقوى معده و دماغ و مفتح سده بلغمى و مقوى حواس و جگر است و دانه آن مدر بول و ذرور محرق آن جهت قطع خون بواسير و نزف الدم اعضا و تقويت دندان و لثه مجرب . مضر دماغ ، مصلح آن عسل است .

اهليلج اصفر

بهترين اين نيز باليده زرد هسته كوچك آنست كه كهنه نباشد .
هامش
( 1 ) . در متن : ب
مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 191 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى / روجا رحيمى / فاطمه فرجادمند