يك روز بهق را زايل كند و تخم نر آن بغايت منعظ و تخم ماده آن موجب شدت شبق زنان و اندكى از آن با شراب منوم قوى به حدى كه تا سه شبانه روز شارب آن بيدار نشود و آشاميدن روغن زيتون با آب رفع خواب آن مىكند .
مقدار شربت آن : تا دو درهم .
اننّاس
به فتح همزه و دو نون ، اول ساكن دويّم مشدد و الف و سين مهمله لغت هندى است .
ماهيت آن : ثمريست هندى معروف و در بنگاله بسيار مىشود و خوشبو و خوش طعم نبات آن فى الجمله شبيه به نبات صبر و كادى و برگ آن از برگ صبر و كادى كوتاهتر و نازك تر و نبات اين از آن كوچكتر و تا به ذرعى و خاردار و از وسط آن ساقى مىرويد و ثمر آن بر بالاى آن ساق به هم مىرسد و بر سر آن نيز برگهاى كوتاه انبوه و شنيده شده كه در يك ساق دو اننّاس يكى بر بالاى ديگرى نيز به ندرت به هم مىرسد و چون قدرى از سر آن را با آن برگها ببرند و بنشانند باز سبز مىگردد و از آن اننّاس به هم مىرسد و از اطراف سر ثمر و بيخ نبات آن نيز مانند درخت نخل و موز بچهها مىرويد و چون آنها را جدا نموده بنشانند به جاهاى ديگر نيز ثمر مىدهد و از هر نباتى سالى يك ثمر به عمل مىآيد و هنگام رسيدن آن بودن آفتاب در جوزا و سرطان است كه موسم بارش است در آنجا و دو نوع مىباشد يكى را اننّاس كونله مىنامند و اين كوچك به قدر نارنجى مىباشد و مغز آن شيرين خوش طعم و رايحه و زرد رنگ طلايى و ديگر بزرگ و مغز خوب رسيده اين چاشنى دار و اندك نارس اين ترش و پوست هر دو نوع در هنگام خامى سبز مىباشد و خانه خانه و اطراف خانهها اندك پوست نازكى برآمده و بعد از رسيدن زرد مايل به سرخى مىگردد و اندك براق صيقلى و در هر خانه قريب به پوست تخمهاى ريزه زرد تيره و هر دو نوع آن با رطوبت بورقى جالى بسيار خصوص نوع بزرگ آن و طريقه خوردن آن اين است كه نوع كونله آن را يك ورق از پوست جدا نموده با اندك نمك و آب مىشويند تا بورقيت آن كم گردد پس يك ورق ديگر از بالاى آن برداشته كه تخمها و خشبيت ) خانههاى « 1 » ( پوست آن كه در جرم آن نفوذ كرده زايل گردد پس مغز آن را ورقهاى نازك بريده در ظرف چينى يا شيشه برهم مىچينند و بعضى بر آن قند و يا نبات كوبيده پاشيده تناول مىنمايند و قدرى گلاب نيز مىپاشند و بعضى به سبب شيرينى ذاتى خود احتياج به شيرينى از خارج ندارد بلكه شيرينى طعم آن را منحرف مىگرداند و نوع بزرگ آن را به دستور پوست خشبى ظاهر آن را جدا نموده قدرى نمك بر آن ماليده اندك زمانى مىگذارند تا بورقيت آن قدرى كم گردد پس شسته يك ورق ديگر از روى آن جدا نموده براى ازاله تخم و خشبيت آن پس مغز آن را نازك ورق كرده نبات يا قند برآن پاشيده تناول مىنمايند و در بعضى كه اندك ترشى غالب مىباشد با نمك خوردن نيز لذيذ مىباشد .
طبيعت آن : سرد و تر در دويّم .
افعال و خواص آن : مسكن حدت صفرا و مقوى معده و كبد حار و بطىالهضم .
مضر مبرودين و مرطوبين ، مصلح آن خوردن آن با نمك و زنجبيل پرورده با نمك و يا بالاى آن خوردن است و پلاو چاشنى دار و آش و مربا و شربت آن نيز خوب مىشود .
انوطيلون
به فتح همزه و ضم نون و سكون واو و كسر طاى مهمله و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم لام و سكون واو و نون لغت يونانى است .
ماهيت آن : نباتى است بىثمر شبيه به نبات كدو و ابن تلميذ گويد جهت جراحات تازه بغايت نافع و در حال التيام دهد آنها را .
انيسون
به فتح همزه و كسر نون و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم سين مهمله و سكون واو و نون به عربى بزر الرازيانج الرومى و الرازيانج الشامى و حب الحلوه و كمون الحلو و به فارسى باديان رومى و زيره رومى و به هندى رندنى نامند .
ماهيت آن : نباتى است بلندتر از ذرعى و ساق آن مربع و باريك و برگ آن باريك و خوشبو و گل آن مايل به سفيدى و تخم آن در غلافى طولانى و از رازيانه كوچكتر و سبز مايل به سفيدى و زردى و اندك مثلث شكل و مستعمل تخم آن است و بهترين آن خوشبوى تازه باليده آن است كه پوست آن از آن جدا نشده زيرا كه خاصيت بسيار اكثر در پوست به زور است و طعم تيز و تلخ باشد و هندى و بنگالى آن ريزهتر و ضعيفالعمل مىباشد .
طبيعت آن : گرم و خشك در آخر دويّم و تا سيّم نيز گفتهاند و گرم در دويّم و خشك در سيّم نيز گفتهاند و اين اصح است .
افعال و خواص آن : ملطف و محلل رياح و جالى و مسكن اوجاع و با قوّت ترياقيت و قابضه و مدر بول و حيض و شير و عرق و نيكو كننده رنگ رخسار . * امراض الرأس و غيرها * از توابل مستعمله در اغذيه اصحاب فالج و لقوه و استرخا و صرع است و بخور و سعوط آن جهت درد سر بارد و شقيقه و دوار و سدر و نزلات بارده و درد گوش نافع و چون به سركه انگورى تر
هامش
( 1 ) . فقط در نسخه ب