است . در حديث است كه از حضرت صادق عليه الصلوه و السلام سؤال نمودند از آشاميدن بول انسان از براى مرض ، فرمودند نياشامند آن را سايل عرض نمود كه مريض محتاج است به آشاميدن فرمودند اگر چنين است كه دواى ديگر نمىبايد پس بايد كه بياشامد بول خود را نه غير خود را و از آن حضرت عليه السلام سوال نمودند از آشاميدن بول شتر و گاو و گوسفند ؛ فرمودند نعم لا بأس ، يعنى آرى باكى نيست و فضله طفل كه غذاى لطيف به آن خورانيده باشند نفوخ خشك آن در حلق صاحب خناق و ورم گلو و به دستور ضماد آن با عسل جهت تحليل آن و طلاى آن جهت تحليل حمره و التحام جراحات و رفع عفونت اعضاء مفيد و آشاميدن يك مثقال آن جهت رفع يرقان و سميت جراحت حربه زهردار و قولنج و حكه و قطع اسهال بيعديل و با عسل و شراب جهت رفع گزيدن هوام و ادويه قتاله و تبهاى دايره و آشاميدن يك مثقال آن با مثل آن نوشادر مصعد جهت رفع اذيت سموم مصعد مانند داراشكنه و زيبق مصعده مجرب دانسته و سنون محرق آن جهت ازاله تعفن بن دندان مجرب و تازه آن خصوص با نمك جهت آكله و ضماد آن بر بهق و برص به تخصيص كه آن شخص ترمس خورده باشد دو روز متوالى ماليده در آفتاب نشيند و طلاى آن بر ساقين جهت قروح آن و به زير ناف با خمير در آب حل كرده جهت رفع مغص و به دستور آشاميدن آن مفيد و موى سوخته آن جهت رفع ربو و بهر و استسقا و سموم قتاله و ريزانيدن سنگ گرده و مثانه و منع سفيدى موى شرباً و اكتحال آن براى رفع بياض عين و قطور آن با روغن گل سرخ جهت درد دندان و گوش و ذرور آن جهت آكله و نزف الدم و تجفيف جراحات و منع زيادتى زخمها و قروح خبيثه و ساعيه مجرب و رماد آن زايل كننده بثور و با شير جهت اورام ساعيه و روغن آن به تنهايى و يا با ادويه مناسبه ديگر جهت تقويت باه مجرب و گويند آشاميدن آبى كه خصيه انسان را بدان شسته باشند جهت ازاله تب و ورم جگر و وجع فوأد نفع عظيم دارد و منى آن جالى بهق و برص و كلف طلاءً و مشيمه آن مورث جذام است خوردن آن و چون طفلى را با سمومات به تدريج تغذيه نمايند جميع اجزا و انفاس او قاتل بود و هيچ حيوانى ديگر قابل اين نوع تغذيه و سميت آن به اين حد نيست و گويند چون انگشت خنصر مسقط را ببرند و زن تعليق نمايد مادام كه با اوست آبستن نگردد شنيده شده كه جراحان و اطباى اهل فرنگ دندان چرك و زرد شده و سياه را به سوهان و آلات صاف و سفيد و براق مىگردانند و دندان كرم خورده و كج فاسد شده را نيز تبديل مىنمايند بدين نحو كه دندان شخص جوان صحيح را كنده و دندان فاسد آن شخص را و به سرعت تمام دندان صحيح را به جاى فاسد مىگذارند و سه چهار روز صاحب آن را از تكلم بسيار و خوردن و خاييدن اشياى صلبه و رسانيدن آب سرد و هوا منع مىنمايند و به خوردن شوربا و شله و آب نيم گرم اكتفا مىنمايند تا مستحكم گردد و در بلد ايشان براى اين امر دكانى است و هميشه بر در آن دكان فقرا و فرومايگان براى فروختن دندان خود حاضر مىباشند و نيز مسموع شده كه سابق بر اين كه هفت صد و هشت صد سال يا بيش از اين باشد بر اجساد سلاطين و حكما و بزرگان خود براى حفظ و عدم سرعت فساد ادويهاى چند مانند صبر و قفر و قير و نفط و امثال اينها تا مدتى مىماليدند و بعد از خشك شدن اجساد آنها در قالبهاى چوبى مىگذاشتند و بعد از مرور مدتى دو صد و سه صد سال جميع اجزاى آن بلكه بعضى استخوانهاى نازك نيز مستحيل بدانها گشته و چيزى سياه براق چسبنده شبيه به موميايى شده و بعد از آن كه آن عمل ممنوع و متروك گشته و بعضى از آن اجساد به دست بعضى اطبا و جراحان آمده آنها در صدد تجربه و امتحان آن آمده و به جاى موميايى استعمال نموده در بعضى مواد نافع مانند موميايى يافتند و موميايى انسانى عبارت از اين است .
انغرا
به فتح همزه و سكون نون و كسر غين معجمه و فتح راى مهمله و الف لغت يونانى است .
ماهيت آن : نباتى است كوچكتر از درخت انار و به بزرگى آن مىرسد و منابت آن جبال و مخصوص به زمانى نيست و برگ آن شبيه به برگ بادام و از آن عريضتر و گل آن مانند گلنار و از آن بزرگتر و بيخ آن سفيد و كوچك و چون خشك گردد بوى شراب از آن آيد .
طبيعت آن : معتدل و گويند سرد با اندك حرارت لطيفه .
افعال و خواص آن : در قوّت قريب به خمر است در تفريح و اسكار و تطيب نفس و بالخاصيه آشاميدن برگ و بيخ آن جهت رفع توحش و جنون و تقويت حواس و ذهن و به هم رسيدن انس بغايت مؤثر حتى آنكه چون حيوانات وحشى از برگ و شاخ و بيخ آن و يا طبيخ آن را بخورند باعث انس ايشان گردد و ضماد برگ آن جهت منع زيادتى قروح خبيثه نافع .
انف العجل
به فتح همره و سكون نون و ضم فا و الف و لام و كسر عين مهمله و سكون جيم و لام لغت مغربى است .
ماهيت آن : ثمرى است شبيه به بينى گاو و نبات آن ما بين شجر و گياه و برگ آن شبيه به برگ كاسنى و ريزهتر از آن و ثمر آن مستعمل نيست بلكه برگ آن مستعمل است .
طبيعت آن : معتدل در گرمى و سردى و با قوّت محلله .