تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
افعال و خواص آن : آشاميدن طبيخ برگ آن جهت ادرار حيض و رفع سموم بالخاصيه و نطول آن جهت تحليل صلابات و تسكين وجع گزيدن هوام نافع و چون در روغن سوسن داخل نمايند و بر صورت بمالند باعث قبول ناظرين مىگردد و اين دو خاصيت از آن مشهور است در مغرب .

انفحه

به كسر همزه و سكون نون و فتح فا و حاى مهمله و ها لغت عربى است به فارسى پنيرمايه و به هندى چاك و چسته به ضم جيم فارسى و سكون سين مهمله و تاى مثناة فوقانيه و ها و به جاى ها الف نيز خوانند چنانچه رسم اكثر اهل هند است كه هاى آخر كلمات و اسماء را به الف بدل مىكنند و انفحه هر حيوانى در حين ذكر آن حيوان با خواص و منافع آن ان شاء الله تعالى مذكور خواهد شد و اينجا به طريق كلى بيان مىشود . ماهيت آن : معده حيوانات شيرخواره بسيار صغير قريب به ولادت است كه بعد ذبح بر مىآورند و استعمال مىنمايند خواه تازه و خواه خشك نموده و چون آنها اندك بزرگ شدند و كاه خوردند آن زمان آن را انفحه نمىنامند و آن خواص و منافع بر آن مترتب نمىگردد . بالجمله طبيعت مجموع آن : گرم و خشك در درجه دويّم و گفته‌اند تا درجه سيّم است . افعال و خواص آن : آشاميدن آن جهت صرع و با سركه و يا با مسكه و يا با عسل جهت صرع بلغمى خصوصاً انفحه ارنب كه در اين باب اقوى است كه نيم درم آن را در سركه انگورى حل نموده بنوشد و چون صبيان را قدرى از آن بخورانند ايمن مىگردند از صرع و انفحه بچه اسب و انفحه حيوان بحرى كه قوفى نامند و در درياى روم به هم مىرسد قوّت و خاصيت آن مانند جندبيدستر است به دستور آشاميدن هر يك از آن هر دو و آشاميدن تمامى انافح مىباشد نافع از براى تمدد و كزاز بلغمى و اختناق رحم جهت آنكه ملطف و محلل و گدازنده كل اخلاط منجمده و مجمد و مغلظ اخلاط رقيقه گداخته شده است و لهذا محلول آن با سركه محلل خون منجمد در معده و به تنهايى و يا با ادويه مناسبه محلل خون و شير كه در معده و مثانه و ساير اعضا منجمد شده باشد و مانع رعاف و حمل و حابس اسهال و بالخاصيه مقوى قلب و مفرح است امّا چون بسيار گرم است مهيج غضب زياده از فرح است و حمول آن بعد از طهر معين بر حمل و آشاميدن مقدار نيم درهم آن با شراب به سبب قوّت ترياقيتى كه دارد جهت رفع ضرر نهش هوام و سموم قتاله و منع اسهال مزمن و وجع بطن و قرحه امعا و سيلان رطوبات از رحم كه مزمن شده باشد مفيد و چون سه روز متوالى بعد از طهر بياشامند جهت رفع صرع و گفته‌اند چون زن انفحه ارنب نر و يا خصيه آن را با شراب ممزوج بياشامد آبستن گردد و پسر زايد و از ماده دختر آورد و چون مقدار يك باقلا از آن با شراب بياشامند جهت تب ربع نافع و چون با خطمى و زيت سرشته بر بدن بگذارند پيكان و نى و خار از آن برآورد و طلاى آن بر منخرين جهت قطع رعاف و تعليق آن بر ابهام صاحب تب جهت ازاله آن مؤثر و انفحه گورخر و بز كوهى و آهو و استر و گوسفند و فيل به قدر نخودى بغايت مبهىاند و امتحان خالص آن آنست كه بيندازند بر آن هر انفحه حيوان ديگر كه باشد اگر گداخته شود خالص است و الا غير خالص و حب انفحه و دوا و سفوف و معجون آن در قرابادين كبير ذكر يافت .

انكول و اكول

ماهيت آن : حكيم مير عبد الحميد نوشته درختى است هندى برگ آن شبيه به برگ شفتالو و ميوه آن شيرين و مغز آن بسيار چرب و طعم آن تلخ و با عفوصت . طبيعت آن : گرم و تر در دويّم . افعال و خواص آن : ضماد آن جهت استسقا و اورام و دفع زهر جانوران زهردار نافع و ثمر آن ملين طبع و دافع فساد خون و بلغم شور و جهت سوزش اعضا و دق شيخوخت و سرعت انزال و تقليل منى نافع و در ايام طاعون چون يك عدد از ثمر آن را با آب ساييده بر بشره آن طلا نمايند به خيريت گذرد و شفا يابد و گويند مجرب است و اگر تخم آن را كوفته در آب آمله مقشر هفت مرتبه تسقيه كنند پس خشك نموده از آن تخم و به دستور روغن كنجد روغن برآورند و از آن روغن تا چهل روز سعوط نمايند موى سفيد را سياه گرداند و اگر از چوب درخت آن سرير سازند و شب بر آن بخوابند از شر حشرات زهردار در امّان باشند و آن چوب را چون ساييده به ملسوع و ملذوع و صاحب هيضه رديه بخورانند شفا يابد .

انگيز

به فتح همزه و سكون نون و كسر كاف فارسى و سكون ياى مثناة تحتانيه و زاى معجمه به لغت صقالبه خاوانى نامند . ماهيت آن : نر و ماده مىباشد . حكيم مير محمد مؤمن نوشته كه امين الدوله گويد گياهى است منبت آن حريم جبال گيلان چون بر روى آن نشسته بر روى زمين بخوابانند روز ديگر آنچه قسم نر آن است باز راست مشاهده گردد و آنچه ماده آنست به همان هيأت بماند . طبيعت آن : گرم و خشك است . افعال و خواص آن : ضماد برگ خشك آن با آب گوگرد در