در قرابادين در ادهان ذكر يافت .
انجيرآدم
به فتح همزه و سكون نون و كسر جيم و سكون ياى مثناة تحتانيه و كسر راى مهمله و الف ممدوده و دال مهمله و ميم .
ماهيت آن : مترجم صيدنه ابو ريحان در صيدنه خود نوشته كه ميوهاى است بزرگتر از جوز و رنگ آن سياه مايل به خاكسترى و صيقلى و در پهنى و گردى به انجير ماند و به هندى آن را كله گويند و در كوههاى كابل بسيار بود و آن را زنان به جهت فربهى به كار مىبرند و چنين آوردهاند كه در آن كوههايى كه منبت اين درخت است حيوانيست كه به خرگوش مشابهت دارد و هر كجا رمه گوسفندان را بيند آن حيوان متابعت آنها نموده و در پى آنها رود و شير از پستان آنها بمكد و هركه گوشت اين حيوان را بخورد در ساعت ديوانه شود و اين حيوان را عادت آنست كه در زير درختى خسبد كه آن را انجيرآدم گويند و هيأت درخت آن را چنان نشان دادهاند كه شاخهاى آن به درخت بيد مشابهت دارد و چون شاخى از آن را با هيزم آميزند و برافروزند هر كه با آن آتش گرم شود او را غشى افتد و بىخبر شود .
اندروصارون
به فتح همزه و سكون نون و فتح دال و ضم راى مهمله و سكون واو و فتح صاد و الف و ضم راى مهمله و سكون واو و نون لغت يونانى است و بعضى عطاران آن را افيلس و فاس يعنى تبر نامند به جهت مشابهت برگ آن به تبر .
ماهيت آن : نباتى است ثمنشى منبت آن زراعتهاى گندم و جو و برگ آن ريزه مانند برگ نخود و تخم آن سرخ رنگ و قوسى شكل و در ميان آن نقطه سفيدى تلخ طعم با عفوصت كه آن را راعان نامند در غلافى شبيه به غلاف خرنوب شامى و در تابستان مىرسد . طبيعت آن : گرم و خشك در اوايل سيّم با قوّت قابضه كمى .
افعال و خواص و منافع آن : مفتح و ملطف و قابض و نيكو است از براى معده . چون بياشامند از آن مقدار دو درهم تفتيح سده احشا نمايد و همچنين ساييده برگ آن و چون با زيت طبخ نمايند و بياشامند جهت طحال و عسر البول و اسقاط ديدان نافع و حمول آن با عسل بعد از طهر قبل از وطى مانع آبستنى است و حكيم مير محمد مؤمن نوشته كه مؤلف جامع تميمى آن را لسان العصافير مىداند .
انداهمان
به فتح همزه و سكون نون و فتح دال مهمله و الف و فتح ها و ميم و الف و نون .
ماهيت آن : دوايى است كرمانى معروف .
افعال و خواص آن : بالخاصيه جهت استطلاق بطن نافع و گاهى استعمال مىنمايند از آن يك مثقال تا دو مثقال و نيم مفرد و يا با گلاب و يا با آب گرم مقوى فعل آن .
بدل آن : به وزن آن گل ارمنى يا پوست انار و نصف وزن آن صندل سفيد است .
اندروطاليس
به فتح همزه و سكون نون و فتح دال و ضم راى مهملتين و سكون واو و فتح طاى مهمله و الف و كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و سين مهمله لغت يونانى است و در مغرب كلنج و ملاح نامند .
ماهيت آن : نوعى از نخود برى است و حكيم مير محمد مؤمن نوشته كه ظاهراً نوعى از قاقلى باشد منبت آن بيشتر سواحل درياى روم است . گياه آن سفيد رنگ و بىبرگ و شاخ آن باريك و تند طعم و تلخ و در آخر ميل به سرخى مىنمايد و تخم آن در غلافى مانند غلاف نخود در انتهاى ساق آن روييده .
طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك .
افعال و خواص آن : محلل و مفتح و مجفف و مدر بول و آشاميدن تخم آن و طبيخ حشيش آن و جلوس در آن و طلاى آن مجرب اطبا است جهت استسقا و نقرس و عسر البول و سنگ مثانه و احتباس حيض خصوصاً با شراب .
مقدار شربت : از تخم آن يك مثقال ، از شراب و امثال آن و از طبيخ آن با شكر يا سركه تا ربع رطل .
اندروطون
به فتح همزه و فتح دال و ضم راى مهملتين و سكون واو و ضم طاء مهمله و سكون واو و نون .
ماهيت آن : برگى است شبيه به برگ بيد خشك شده و از آن عريضتر .
طبيعت آن : گرم و خشك .
افعال و خواص آن : مفتح سده احشا و جهت درد مفاصل نافع .
انزروت
به فتح همزه و سكون نون و فتح زاى معجمه و ضم راى مهمله و سكون واو و تاى مثناة فوقانيه و به عين نيز آمده به اصفهانى كنجده و اكروهك و به شيرازى كدر و به عربى كحل فارسى و كحل كرمانى و به هندى لاى نامند .
ماهيت آن : صمغ درخت خاردارى است كه آن را شايكه نامند به بلندى دو ذرع . برگ آن شبيه به برگ مورد و برگ درخت