تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
مثناة تحتانيه و دال مهمله . ماهيت آن : ميوه‌ايست هندى شبيه به نارنج و قسمى از اقسام ليمو است و پوست آن زرد و آب مغز آن در نهايت ترشى به حدى كه چون سوزن آهنى را در آن فرو برند و زمانى بگذارند گداخته گردد و در هند نزديك شاه‌جهان‌آباد در رنتهنبور خوب و به افراط است و در بنگاله از كوهستان سلهت و غير آن مىآورند . طبيعت آن : سرد و تر . افعال و خواص آن : دافع اكثر امراض قلب و قامع صفرا و مسكن غليان خون و مهيج سودا و مولد بلغم و چون سر آن را سوراخى كرده بعضى از ادويه حاره هاضمه مانند قرنفل و جوزبوا و فلفل سياه كوبيده و نمك و نانخواه و زنجبيل تازه ريزه كرده و سياه دانه و مثل اينها و نمك لاهورى و نمك سياه در ميان آن پر نموده در آفتاب بگذارند و بعد از هر پنج شش روز يك مرتبه اندرون آن را به چوبى برهم زنند تا خوب نفوذ در جرم پوست آن نمايد و در آفتاب بگذارند تا خشك گردد خوردن قدرى از آن جهت تقويت هاضمه و آوردن اشتهاى طعام بسيار نافع و طحال را نيز مفيد و اگر پرورده آن را در سركه تند اندازند و بگذارند تا برسد نيز مؤثر و لذيذتر مىباشد .

امل كچايى

به فتح الف و ميم و سكون لام و ضم كاف و فتح جيم فارسى و الف و يا . ماهيت آن : نباتى است هندى صحرايى خارناك و برگ آن شبيه به برگ تمر هندى و از آن كوچك تر . طبيعت آن : سرد و تر . افعال و خواص آن : آشاميدن آب برگ آن به قدر چهار پنج توله كه ظرفى آهنى را بر آتش گذارند تا خوب گرم گردد و آب برگ آن را صاف كرده در آن ريزند و مقدار يك دو ماشه نمك طبرزد كه نمك لاهورى نامند نرم سوده در آن ريزند و در ظرف ديگر ريخته نيم‌گرم بياشامند تا پنج روز نهايت تا هفت روز نهار بدين دستور جهت حميات حاده و انتشار هوا در عروق مرضى كه در بنگاله مىشود به سبب آن حدت و التهاب در اعضاء و عطش مفرط و اختلاط عقل و هذيان و حرارت و حمى صاحب آن را عارض گردد مفيد است و در اين ايام اجتناب از لبنيات و حموضات و اغذيه نفاخه واجب و لازم دانند و اهل بنگاله برگ خشك آن را نيز در آب جوشانيده آب آن را مىآشامند و بخار آن را مىگيرند براى امراض مذكوره و حميات حاده .

ام وجع الكبد

ماهيت آن : گياهى است باريك‌تر از بقله گل آن اغبر و برگ آن ريزه اغبر گوسفند آن را دوست مىدارد و مىچرد آن را و ربيعى است و تا اوايل زمستان مىماند . افعال و خواص آن : جهت اوجاع كبد صفراوى مفيد .

فصل الالف مع النون

اناغالس

به فتح همزه و نون و الف و فتح غين معجمه و الف و ضم لام و سين مهمله لغت يونانى است و اناغلس نيز آمده و به لغت نبطى اناكير و به فرنگى انكالن نامند . ماهيت آن : گياهى است نر و ماده مىباشد برگ آن شبيه به برگ مرزنجوش و مايل به استداره و شاخ‌هاى آن منبسط بر روى زمين و مربع و ثمر آن مانند غلافى و دانه‌هاى آن به قدر دانه خشخاش و بسيار تند و تلخ و گل ماده آن لاجوردى رنگ و گل نر آن سرخ . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : جالى و جاذب و مجفف بىلذع و مفتح سده . غرغره آب برگ و ثمر آن جهت تنقيه سر از بلغم و تسكين وجع اسنان و سعوط آن نيز به دستور و چون مخلوط با عسل نمايند و در چشم كشند جهت ضعف بصر و قروح چشم و جلاى آن و جرب و كمنه و سبل نافع و آشاميدن آن با شراب جهت گزيدن افعى و وجع كبد و جنبين و گرده نافع . ضماد آن جهت بيرون آوردن خار و پيكان از اعضاء و منع زياده شدن قروح خبيثه و باد سرخ و اصلاح جراحات مفيد و بعضى گمان برده‌اند كه ماده آن كه گل آن لاجوردى است چون بر مقعده برآمده ضماد نمايند رد مىنمايد آن را و نر آن كه گل آن سرخ است چون ضماد نمايند بالعكس برمىآورد و شرب آن مورث سحج و مصلح آن صمغ عربى است . مقدار شربت آن : از نيم مثقال تا يك مثقال . بدل آن : ارطنيثا است .

اناغورس

به فتح همزه و نون و الف و ضم غين معجمه و سكون واو و كسر راى مهمله و سين مهمله در آخر لغت رومى است و در مصر معروف به خرنوب الخنزير است و ثمر آن را حب الكلى نامند براى مشابهت آن به گرده . ماهيت آن : گياهى است شبيه در برگ و شاخ به پنجنگشت و بزرگ مىشود تا آنكه به قرب شجر مىرسد و گل آن شبيه به گل كلم و بوى آن ثقيل و ثمر آن مختلف اللون و هنگام رسيدن ثمر آن تابستان وقت رسيدن انگور است .