عفوصت و كم آب و مرباى آن كه اندك مشكى در آن با گلاب حل كرده داخل نمايند لذيذ خوش طعم و خوش رايحه مىباشد و در قليه چاشنىدار با آب ليمو و قند و در زير طعام چاشنىدار نيز لذيذ مىباشد و خام خوردن آن را چندان لطفى و تكلفى نيست و گل آن كه تارهاى سرخ كمرنگ مايل به بنفشى است ترش طعم و خوش رايحه مىباشد افشره آن بسيار لذيذ و در قلاياى چاشنىدار نيز لذيذ مىشود و درخت آن عظيم و برگ آن شبيه به برگ گردكان و از آن بزرگتر و بلندتر به قدر يك شبر و بىتشريف و اندك ضخيم و چوب آن سياه رنگ و صلب .
طبيعت آن : سرد و تر .
افعال و خواص آن : مسكن حدت صفرا و خون و با قوّت قابضه .
امژه
به فتح همزه و سكون ميم و فتح راى هندى چهار نقطه و ها .
ماهيت آن : ثمر درختى است هندى به بزرگى درخت گردكان و شبيه بدان در هيأت و برگ و خزان نمودن الا آنكه برگ امژه كوچكتر و نرمتر و باريكتر از برگ آن است و اول شكوفه و ثمر مىآورد و بعد از آن برگ و ثمر آن در خامى سبز و نازك و بىريشه و ترش با اندك عفوصت و در قليه و دو پيازه و قورمه و دال كه عبارت از ماش مقشر و يا عدس مقشر و يا نخود و مانند اينها است از حبوب با روغن و پياز بريان كرده با آب خالص و يا آب يخنى پخته باشند داخل مىنمايند ترش و لذيذ مىگرداند و عفوصت آن بعد از طبخ بسيار كم مىگردد و چون ثمر آن بزرگ شد ريشه ريشه بهم مىرساند و سخت مىگردد و بعد از رسيدن زرد و اندك چاشنىدار و بزرگى ثمر آن به مقدار گردكان پوست جدا كرده مىباشد و برگ آن نيز اندك ترش و با عفوصت بسيار و گل آن ترشتر از آن و لطيف و نيز آن را مانند ثمر آن و برگهاى نازك آن را نيز پخته مىخورند و با ماهى مىپزند بسيار لذيذ مىشود و منبت آن در بنگاله بسيار است و در بلاد ديگر هند نمىشود و چون ابتداى موسم برسات شاخ درخت آن را مىنشانند در يك سال بيخ آن قايم مىشود و ثمر مىدهد .
طبيعت آن : سرد در دويّم و خشك در اول .
افعال و خواص و منافع آن : جهت محرور المزاج و امراض صفراوى و به دستور اسهال صفراوى نافع و پوست درخت آن را اهل بنگاله جهت دفع غايله مرضى كه مخصوص بدان بلد است و مىگويند كه در بينى مردم مىشود و اهوه مىنامند مقدار پنج شش مثقال آن را در پنجاه شصت مثقال شير بز تازه دوشيده خام ساييده صاف نموده مىآشامند دو سه روز صبح ناشتا تسكين مىدهد حدت عوارض آن را و نيز بر سر و كف دست و پاى او مىمالند و مىگويند كه اگر شير بز سياه يك رنگ باشد بهتر است .
امسوخ
به فتح همزه و سكون ميم و ضم سين مهمله و سكون واو و خاى معجمه لغت بربرى است به معنى انابيب .
ماهيت آن : نباتى است كبير و صغير و كبير آن ما بين شجر و گياه و مانند نى مجوف و گره دار و منبت آن اكثر سنگلاخها و كنار آبها و صغير آن به قدر يك شبر و زياده از آن و ساق آن خشبى صلب به سطبرى انگشتى و از ساق آن شاخهاى بسيار باريك صلب گرهدار روييده كه چون بكشند مواضع بندهاى آن را شاخها از هم جدا گردند و برگ آن مانند برگ زيتون و شكوفه ندارد و ثمر آن سرخ به قدر نخودى و بعد خشك شدن سياه مىگردد و در طعم نبات آن قبوضت با مرارت كمى است و بيخ آن خشبى صلب منبت آن نيز سنگلاخها است .
طبيعت آن : مركب القوى در اول سرد و در دويّم خشك .
افعال و خواص و منافع آن : قابض و مقوى اعضاى باطنى و مانع نزلات و چون بياشامند از آن مقدار پنج درهم با شراب قابض جهت قطع اسهال و طبيخ آن جهت فتق و قيله و منع علتهاى گرده و مثانه و تقويت اعضاى باطنى و شدخ عضل و با شراب و انجير جهت سرفه و عسر النفس و چون خشك آن را بجوشانند در آب تا به نصفه رسد صاف نموده بياشامند مقدار نيم رطل جهت ضعف دل و جگر و احشا مفيد خصوصاً چون مداومت بدان نمايند و زنان مغرب تازه آن را با آب انگور طبخ نموده صاف كرده مىآشامند هر روز مقدار يك رطل جهت نيكويى رنگ رخسار و فربهى بدن و تنقيه رحم و اندك اسهال مىنمايد و نفع مىبخشد ايشان را و ذرور آن جهت قطع نزف الدم جراحات و رويانيدن گوشت تازه مؤثر و ضماد آن بر قيله باعث ضمور و كوچكى و لاغرى آن و انطاكى نوشته كه آن را از اندلس مىآورند و گمان مىبرم كه در غير آنجا يافت نمىشود .
امعا
به فتح همزه و سكون ميم و فتح عين مهمله و الف جمع آن معا است به عربى مصارين و به فارسى روده و به هندى انترى نامند . مراد از آن روده حيوانات است كه از جمله اعضاى عصبانى است . طبيعت آن : در سيّم سرد و خشك .
افعال و خواص و منافع آن : خوردن مطبوخ آن با گوشت و سركه و زعفران و ادويه حاره كه مصلح آنست جهت معده كه صفراى رقيق مايى در آن متولد شده باشد مفيد . قليل الغذا و دير هضم و مولد خلط بارد و قولنج .
مصلح آن جوارش عود و كمونى و فلافلى است كه آن را خورده خواب نمايند و بعد از خواب يكى از اين تراكيب را بخورند .