تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
مقدار شربت آن : يك قيراط . و زياده از آن مورث خناق و كرب و تجفيف رطوبات ، مصلح آن روغن كنجد و شيرينى است .

انثليس

به فتح همزه و سكون نون و فتح ثاى مثلثه و كسر لام و سكون ياى مثناة تحتانيه و سين مهمله لغت يونانى است . ماهيت آن : دو نوع است يكى كبير و آن نباتى است ما بين شجر و گياه منبت آن شوره زارها و مواضع آفتاب رو و برگ آن مانند برگ عدس و نرم و شاخ‌هاى آن خشن به بلندى شبرى و بيخ آن كوچك و باريك و گل آن سرخ مايل به بنفش و بدبو و تخم آن در غلافى رقيق و نوع دويّم برگ و شاخ آن بزرگ‌تر شبيه به كمافيطوس و زغب آن از آن زياده و گل آن از آن كوچك‌تر و مايل به بنفشى و ثقيل الرايحه و بسيار بدبو . طبيعت آن : گرم به اعتدال و خشك در اول . افعال و خواص آن : محلل بسيار و با قبض اندك و جالى چون از گل و بيخ و يا تخم هر دو نوع آن بياشامند عسر البول و وجع گرده را نافع و با سكنجبين جهت صرع و ذرور هر دو نوع آن مدمل قروح و جروح و حمول مسحوق هر دو نوع آن با روغن گل و شير بز جهت اورام حاره رحم و جراحات آن امّا نوع دويّم لطيف‌تر و در قوّت جاليه ضعيف‌تر از اول . مقدار شربت آن : تا يك مثقال است .

انجبار

به فتح همزه و سكون نون و كسر جيم و فتح باى موحده و الف و راى مهمله مشتق از جبر است . ماهيت آن : نباتى است به بلندى قامتى و اكثر بر عليق و آنچه نزديك آن باشد مىپيچد و مشبك مىسازد آن را برگ آن شبيه به برگ رطبه و با اندك زغبى مانند غبار و شاخ‌هاى آن قوىتر از رطبه و مايل به سرخى و گل آن سرخ و بعد از ريختن گل غلاف‌هاى كوچك از آن به هم مىرسد و در آن تخم‌هاى ريزه مىباشد و بيخ آن خشبى و سرخ و مستعمل ريشه‌هاى باريك آن است كه آن را لحاى انجبار نامند خواه تر باشد خواه خشك و پوست بيخ آن و اين بهتر است و عصاره بيخ تازه آن نيز و منبت آن بلاد شام است در كنار رودها و ميان جوىها . طبيعت آن : سرد و خشك در درجه سيّم و جالينوس گرم و خشك دانسته . افعال و خواص و منافع آن : قاطع نزف الدم جميع اعضاء خصوصاً از سينه و ريه و بواسير و حابس اسهال مزمن و نزلات از غير اذيت و مسكن قى و مقوى اعضاء و امعا و جهت تسكين التهاب صفرا و غليان خون و سل تازه و مزمن حتى زبول و ضعف اشتها و بول الدم و مده تازه و مزمن و دفع سموم و انفتاح افواه عروق مقعده و سحج و اسهال كبدى و شكستگى اعضاء و كوفتگى عضل و فسخ و هتك آن نافع . چون يك درهم تا يك مثقال آن را در آب بجوشانند و با قدرى قند و يا ميپختج بياشامند و به دستور با ادويه مناسبه ديگر و ذرور آن جهت رويانيدن گوشت و قطع نزف الدم زخمها به غايت نافع . مقدار شربت : از عرق آن يك مثقال و از عصاره آن يك درم و از برگ آن پنج درم . مضر مبرودين ، مصلح آن زنجبيل . بدل آن : مانند آن زرشك و ربع آن گل ارمنى و عصاره آن در اكثر افعال قوىتر از پوست بيخ و بيخ آن است . طريق گرفتن عصاره آن آنست كه بگيرند پوست بيخ تازه آن را و بكوبند و آب آن را بگيرند و در آفتاب خشك نمايند و از گرد و غبار محافظت نمايند و عند الحاجت به كار برند و رنگ اين سرخ ياقوتى مىباشد . حب انجبار و سفوف و شراب و قرص و لعوق و مغلى آن در قرابادين ذكر يافت .

انجدان

به فتح همزه و سكون نون و ضم جيم و فتح دال مهمله و الف و نون معرب انگدان فارسى است و به مازندرانى انجدان طيب را كوله‌پر نامند و بيخ آن را به عربى محروث و ساق آن را به تركى بالدرغان گويند و چون انجدان مطلق مذكور شود مراد تخم آن است . ماهيت آن : دو قسم مىباشد يكى طيب و ديگر منتن و ساق نبات آن مجوف و سطبر و بلندتر از قامتى و برگ آن شبيه به برگ كلم و از آن كوچك‌تر و گل آن چترى مانند شبت و سفيد و ثمر آن بعد از رسيدن سفيد و مدور و پهن شبيه به درهم و بسيار خوشبو مىباشد و صمغ اين را حلتيت طيب مىنامند و قسم دويّم برگ آن مانند صفحه سوخته و پرسوراخ و ساق آن ضعيف‌تر از قسم اول و ثمر آن سياه و بسيار بدبو و بيخ آن را اشترغار و گياه آن را كمات و صمغ آن را كه بسيار بدبو است حلتيت منتن و خراسانى و به فارسى انگژد جهت آنكه صمغ را به فارسى ژد به فتح زاى عجمى گويند و عوام آن را انگشت كنده و به هندى هينگ به كاف عجمى نامند و در بلاد فارس گوسفندان را به گياه آن مىچرانند بسيار فربه مىشوند و ليكن گوشت آنها بدبو مىگردد . طبيعت : سفيد طيب آن در دويّم گرم و خشك و سياه منتن آن در سيّم و قومى مطلق انجدان را گرم و خشك در دويّم گفته‌اند . افعال و خواص و منافع آن : مفتح و جالى و محلل و ملطف و