تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
طبيعت : تمامى اجزاى آن گرم و خشك و منبت آن بيشتر شام و انطاكيه . افعال و خواص آن : ضماد برگ تازه آن كه حدت آن كمتر از ساير اجزاى آنست جهت تحليل ورم‌هاى رخو نافع و چون خشك گردد قوّت آن قوىتر و تقطيع تجفيف آن زياده مىگردد و همچنين ريشه‌هاى بيخ آن و امّا تخم آن ملين و مقئ و چون آب برگ آن را مقدار يك درم تا يك مثقال با شراب بياشامند صداع را نافع و اخراج مشيمه و جنين و ادرار طمث نمايد و گويند تعليق آن به زنان آبستن هنگام ولادت جهت تسهيل و سرعت آن مفيد امّا بايد كه بعد از ولادت به زودى باز نمايند و چون ثمر آن را بخورند قى شديد آورد و طلاى عصاره بيخ آن محلل و منضج اورام است .

انبج

به فتح همزه و سكون نون و فتح با و سكون جيم معرب انبه لغت هندى است و آنب نيز نامند و به تورانى نغزك . ماهيت آن : ثمر هندى است درخت آن بسيار عظيم و بزرگ‌تر از درخت گردكان و به اختلاف اراضى و اهويه بعد از سه چهار سال از نشانيدن تخم آن و تا هشت و نه سال به ثمر مىآيد و هنگام بهاران كه به هندى مول نامند اول بهار و وقت رسيدن ثمر آن نيز به اختلاف بلدان هنگام بودن آفتاب در برج جوزا و سرطان است و تا پنجاه و شصت سال ثمر مىدهد و ثمر آن در اوايل سال به سال بهتر مىشود و در اواخر بالعكس و برگ آن طولانى شبيه به برگ ساذج هندى و از آن بزرگتر و در رايحه نيز شبيه به ثمر آن و ثمر آن در ابتدا بسيار عفص مىباشد و آهسته آهسته ترش مىگردد و پس شروع مىنمايد به شيرينى و شيرين مىگردد و در بعضى اماكن بعضى اشجار تمام سال ثمر مىدهد و ليكن به شيرينى و خوبى آنچه در فصل و موسم آن مىشود نمىرسد و همچنين در بعضى بلاد قريب به خط استوا دوازده ماه ثمر مىدهد و هميشه ثمر آن بر درخت مىباشد مانند جزيره سيلان و بندر بلچرى چيناپتن و حوالى آنها و اكثر ميوه‌هاى ديگر كه در آن اماكن به هم مىرسد نيز به دستور و ليكن غير موسمى آن مانند موسمى نيست در بزرگى و كوچكى و شكل و طعم و رايحه و شادابى و بىريشگى و ريشه دارى و لحمى و كم آبى به اختلاف اقسام آن هيچ ميوه نمىرسد چنانچه در بزرگى از نيم آثار تا دو آثار كه يك من تبريزى است تخميناً در بنگاله ديده شده و از بعضى درخت‌ها يك آثار و سه پا و نيم آثار اكثر كه يك چهار يك من تبريزى است تخميناً و در كوچكى برابر هليله كابلى به بزرگى مىشود و در شكل بعضى طولانى و سر آن اندك كج و بعضى اندك مفرطح و بعضى مدور اندك طولانى و بعضى فى الجمله شبيه به گرده حيوان و بعضى بسيار خوش رايحه و خوش طعم و رايحه آن شبيه به عنبر و بعضى رايحه آن شبيه به كافور و بعضى به زنيان و بد طعم و بعضى را رايحه شبيه به شبت و نانخواه و به رازيانه و غير اينها از طعوم و روايح و بعضى مختلف الاجزا در قوام و طعم و در بعضى يتوع كمى همين در محل اتصال ثمر آن به شاخ درخت و در بعضى يتوع بسيارى حتى در زير پوست آن نيز مىباشد و بهترين آن بسيار شيرين شاداب مستوى القوام بىريشه خوشبوى قليل اليتوع آنست و آنچه بر خلاف اين اوصاف باشد همگى يا بعضى بد و مضر و بهترين اطوار خوردن آن آنست كه رسيده آبدار آن را به دست بمالند تا نرم گردد و سر آن را ببرند تا يتوعيّتى كه در آن است دور شود و بمكند تا تمام آب صافى آن خورده شود و ريشه آن خورده نشود زيرا كه ريشه آن ثقيل و نفاخ و قابض شكم است و آب آن ملين و يتوع آن چون بر زبان و لبها برسد باعث سوزش و جراحت مىگردد و بىريشه آبدار آن را كه اندك سخت باشد سر آن را بريده كه يتوعيت آن دور شود و هر دو طرف آهسته آن را بريده تناول نمايند كه اين نيز بهترين طور است و حيف است كه انبه بىريشه قسمى اعلى را كه در بنگاله بعضى جاها مثل مالده و اطراف مرشدآباد كه در چونه كهالى و باكها و ديگر جاها و در عظيم‌آباد پركنه ملكى مىشود نرم كرده بمكند براى مكيدن انبه شيرين خوشبو كه آب رقيق داشته باشد و اگر ريشه‌دار هم باشد مضايقه ندارد و قسمى انبه در بنگاله مىشود كه در بلاد ديگر نيست كه آن را كچموه مىنامند سبز خام آن شيرين مىشود و بعضى از اقسام اين در رسيدگى شيرين و خوش مىشود و بعضى در پختگى بد طعم مىگردد و در بعضى بلاد ديگر نيز انبه مىشود مانند سواحل بلاد يمن و عمان و سودان و سميل و مياناب كه مشهور به مينا است و از توابع لار است و بعض اماكن ديگر نيز قليلى بهم مىرسد امّا نه به وفور و خوش طعمى هند و دكهن و بنگاله است . طبيعت آن : آنچه خام است سرد در دويّم و خشك در اول و مولد بلغم و سودا و شيرين رسيده آن گرم و خشك در دويّم و مولد خون غليظ سوداوى هرچند كم آب‌تر و غليظ القوام‌تر باشد سوداويت آن زياده . افعال و خواص و منافع آن : مقوى قوا و ارواح و اعضاى رييسه و آلات تنفس و مرى و معده و امعا و گرده به مناسبت شكل و مقوى مثانه و باه و نيكو كننده رنگ رخسار و بوى دهان و دافع خفقان و سرفه و ضيق النفس و درد سر بارد و بواسير و اسهال بواسيرى و ذرب و قولنج و عطش و اعيا و ضعف و كسالت و سستى بدن و بدن را فربه گرداند و ادرار بول آورد و طبيعت را قبض نگذارد بلكه ملين دارد .
مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 179 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى / روجا رحيمى / فاطمه فرجادمند