تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
است به لغت بربرى ابراز و به فارسى زرشك و زارج و زرنك نيز نامند . ماهيت آن : درختى است خاردار و خارهاى آن مثلث يعنى هر جا كه خار رسته سه خار يك جا با هم رسته . منبت آن اكثر كوهها و دامنه‌هاى كوه نزديك به آب و در خراسان و شيروان و اطراف شيراز و شام و روم و غيرها مىباشد امّا در خراسان و شيروان اكثر بىدانه و شاداب و در نواح شيراز و غير آن اكثر دانه‌دار و هر چند هواى بلد سردتر باشد بهتر مىشود و برگ آن شبيه به برگ ياسمين و بزرگتر و باريك‌تر از آن و گل آن زرد مايل به سفيدى و سرهاى آن مجتمع و ثمر آن خوشه‌دار و طولانى و در خامى سبز و بعد از رسيدن سرخ مايل به بنفشى و بنفش سياه مىگردد و هنگام رسيدن آن تابستان است و بزرگى درخت آن به قدر دو سه قامت و قريب به درخت سيب صحرايى نيز مىباشد و ثمر اين مدور و سرخ رنگ و بهترين و مستعمل در اكثر تراكيب منقى از دانه و يا بىدانه كوهى آنست و در افشره و رب و شراب دانه دار آن نيز كه آن را افشرده آب آن را گرفته و يا خشك آن را در آب خيسانده ماليده صاف كرده با قند و يا نبات چاشنى گرفته استعمال نمايند . طبيعت آن : سرد و خشك در سيّم و با قوّت قابضه و ترياقيه و در دويّم نيز گفته‌اند . افعال و خواص و منافع آن : قاطع صفرا و مسكن تشنگى و حرارت معده و جگر و غليان خون و سيلان آن از اسفل و بواسير و مقوى دل و جگر و معده حار و مانع ريختن مواد به اعضاء و جهت بواسير و سيلان رحم مزمن به تنهايى و با ادويه حاره مقويه مانند سنبل الطيب و دارچينى و عسل و امثال اينها جهت تفتيح سده جگر و رفع استسقا و تقويت جگر سرد و تر و سردى احشا و رفع اسهالى كه از ضعف جگر و يا به سبب تب بلغمى مزمن بهم رسيده باشد و با آب افسنتين جهت تقويت هاضمه و با زعفران جهت صلابت جگر و ادرار بول و ضماد آن جهت تحليل صلابات و آب آن مانع غثيان و قى و دانه آن به تنهايى و يا با ادويه مناسبه جهت قرحه امعا و سحج و اسهالى كه از ضعف احشا بوده باشد و چون بگيرند آب آن را و آب سيب رسيده هر دو مساوى و آب ليمو ربع آن كه نصف يكى باشد و با شكر سفيد صاف كرده به قوام آورند تا منعقد گردد فادزهر سموم قتاله است و به جهت نهش افعى و خفقان و غشى و كرب و ضعف شهوت طعام مجرب و چون اضافه نمايند بر آن حماض اترج و مرواريد محلول قايم مقام ترياق كبير مىگردد و نافع است جهت اكثر امراض و بالجمله انبرباريس محرور المزاج و صفراوى را مفيد و موافق . مضر مبرود المزاج بلغمى و سوداوى و اصحاب قولنج و رياح و اعتقال بطن ، مصلح آن در مبرود قرنفل و در غير آن شكر و شيرينىها . مقدار شربت : از آب آن تا بيست مثقال و از جرم آن تا پانزده مثقال و از دانه آن تا سه مثقال . بدل آن : به وزن آن تخم گل سرخ و دو ثلث آن صندل سفيد و پوست بيخ آن كه آرغيس نامند در حرف الف مع الالف ذكر يافت و اصباغ و الوان و اطعمه انبرباريس و افشرج و جوارش و حب و خوشاب و خميره و دواى قرص و سفوف و سكنجبينات و اشربه و اقراص و مفرح و نقوع انبرباريس در قرابادين در حرف الالف مع النون ذكر يافت .

امدريان

به فتح همزه و سكون ميم و ضم دال و سكون راى مهملتين و فتح ياى مثناة تحتانيه و الف و نون لغت يونانى است . ماهيت آن : درختى است برگ آن شبيه به برگ كبر و اندك كوچك‌تر از آن و بوى آن تند و ثمر آن به قدر نخود كوچكى با سفيدى غالب و سياهى كمتر و از آن تسبيح مىسازند لهذا آن را شجرة التسبيح مىنامند و دموع ايوب نيز و منبت آن اكثر بيت‌المقدس و نواح آن و مقابر آن بلاد . طبيعت آن : در اول سيّم گرم و خشك و تخم آن كه در غلافى مىباشد مايل به سردى و خشكى . افعال و خواص آن : منضج و مفتح سدد و ملطف و محلل و مقوى جگر عليل و اورام باطنى و مسكن زحير . قطور عصاره تازه آن در چشم جهت دفع بياض و طلاى بيخ آن جهت اورام قوىتر از ساير عصارات مانند عنب الثعلب و كاكنج و آب برگ و شاخ تازه آن و آب مطبوخ آن هر دو نيز جهت رفع سموم هوام و سگ ديوانه گزيده خصوصاً عقرب و ضماد و به دستور شرب آن جهت اورام و جرب يابس و عسر بول و فواق و طلاى آن جهت رفع كلف و ذرور برگ خشك آن جهت التيام جراحات تاره نافع . مقدار شربت از عصاره تازه آن : هفت مثقال و از مطبوخ آن چهارده مثقال .

امرود

به فتح اول و سكون ميم و ضم راء مهمله و سكون واو و دال مهمله . ماهيت آن : اسمى است مشترك ميان ثمرى كه آن را به عربى كمثرى نامند و در حرف الكاف ان شاء الله تعالى خواهد آمد و ثمرى كه در بنگاله به جهانگير نكر مىشود و چند درخت در مرشد آبادند شبيه به نوع امرود متوسط كه حسينى نامند و از آن كوچك‌تر و پوست آن سفيد با داغ سرخ رنگ مايل به بنفشى و لحم آن سفيد و ترش طعم تفه و با اندك