تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
آتش بياويزند تا پخته شود پس آن شاهسفرم را برآورده بر برص تازه ضماد نمايند و يك شبانه روز بگذارند پس باز كنند مجرب و امين الدوله از محمد بن احمد نقل مىكند كه استعمال زهره مار در هيچ امرى نشايد كه از سموم قتاله است و تعليق شاخ مار شاخدار جهت تب غب مؤثر و تعليق سلخ الحيه كه عبارت از پوستى است كه هر ساله مار مىاندازد بر ورك زنان موجب سرعت ولادت و بخور آن مسقط جنين و مجفف دانه بواسير و تخم مار را چون با سركه و بوره ارمنى ساييده طلا كنند جهت رفع برص تازه مجرب دانسته‌اند و اكتحال پيه آن مانع نزول آب و دهن و رماد طبيخ آن در قرابادين ذكر يافت .

فصل الاف مع الشين المعجمه

اشترغار

به ضم همزه و سكون شين معجمه و ضم تاى مثناة فوقافيه و سكون راى مهمله و فتح غين معجمه و الف و راى مهمله و صاحب برهان قاطع به زاى هوز در آخر قيد نموده معرب اشترخار و تاويل آن به فارسى شوك الجمال است و عربان زنجبيل العجم و زنجبيل الفارس خوانند و محروث نيز و به يونانى فرافيون و اثاريون به ثاى مثلثه نيز و اهل مصر لحاح و به هندى اونت كتاره نامند . ماهيت آن : نباتى است شبيه به بادآورد و گل آن زرد و سفيد و با خارهاى دراز و دانه آن كوچكتر از دانه بادآورد و بيخ آن شبيه به بيخ آنجدان و غير آنست و از آن باريك‌تر و بىصمغ و بدبو و بدطعم و تند و تلخ و فعل او قريب به فعل انجدان و مترجم كتاب ابو ريحان گويد كه نبات شيردار است از جهت تجربه مقدارى از آن را برگرفتم چون شير از جرم آن پديد آمد و به دست من رسيد آن موضع را ريش كرد و مدتى آن جراحت باقى بود . منبت آن خراسان و ريگستان مرو و نخجوان و جبال موصل و بغداد و آذربايجان و بهترين آن خراسانى و اجود و مختار آن سفيد سبك خالص خالى از زردى و سياهى قليل المراره و متعدل الجرم كم گره مصمت با اندك حرافت و بشاعت آنست و مغشوش به بيخ انجدان و غير آن مىنمايند و اهل خراسان با گوشت طبخ نمايند و شيخ داود گفته دو قسم مىباشد : طويل و غير طويل . طويل آن معروف به شارب عنبر است و اين ردى است و فرق ميان آن و ميان بادآورد آنست كه تخم آن كوچك مشهور نزد ما به عصيفريه و گياه تر و تازه آن را مانند كاهو در موصل مىخورند و تخم بادآورد زرد و سفيد و خارهاى گياه آن طولانى و در اين تلخى و قبض مىباشد و بهترين آن آنست كه از برموده مىآورند و گويند بيخ انجدان خراسانى است و اصلى ندارد و مخلل بيخ آن يعنى به سركه پرورده آن بهتر از غير مخلل آنست و سركه آن بهتر است از جرم آن . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك و مسيح در دويّم گفته . افعال و خواص و منافع آن : مفتح سده‌ها و مسخن معده و مشهى و هاضم طعام و منبه آن و مدر بول و دافع يرقان و اسهال مرارى و خلفه و با قوّت ترياقيت خصوص خل آن و آشاميدن يك مثقال از جرم آن جهت تب ربع عفونى و يا بلغم عفن مخلوط به سودا و مهيج شهوت طعام و هضم آن و جلاى رطوبات معده و تقويت آن و دفع يرقان و اسهال مرارى و خلفه و ضرر سموم بارده و وجع مفاصل نافع و طلاى جرم آن با سركه جهت اورام بارده و تسكين دردها و دفع سموم و سركه آن در قوّت مانند سركه عنصل و در افعال مذكوره به نهايت بهتر از جرم آن . مقدار شربت : از سركه آن تا پنج مثقال و از جرم آن تا دو درهم . مضر دماغ و گرده ، مغثى و مقئ و لاذع و بطىالهضم و جشأ و رايحه آن مدتى مىماند نه به سبب ديرى هضم آن بلكه به سبب شدت نفوذ و غوص و بقاى آن در جرم معده . مصلح آن شربت غوره و ريباس . بدل آن : انجدان . و عرق آن جهت گرده و جگر و سپرز نافع . قدر شربت آن تا سه اوقيه است و صنعت خل و سكنجبين و عرق آن در قرابادين ذكر يافت .

اشخيص

به كسر همزه و سكون شين معجمه و كسر خاى معجمه و سكون ياى مثناة تحتانيه و صاد مهمله لغت عربى است و به يونانى خامالاون لوفش يعنى مختلف الالوان نامند زيرا كه به حسب اختلاف اراضى برگ آن سفيد و سرخ و ازرق مىباشد و لوفش به معنى سفيد است و معروف به شوك العلك است جهت آنكه از آن صمغ مانند مصطكى به عمل مىآيد و زنان به جاى مصطكى استعمال مىنمايند حكيم مير عبد الحميد نوشته كه به هندى بنكم نامند و در راه سندربن از بنگاله بسيار است . ماهيت آن : صاحب اختيارات بديعى نوشته كه درخت كرم دانه است و نوعى از ماذريون و به يونانى خامالاون لوفش گويند و بعضى افسيالانه نامند و در كوهستان شيراز بسيار بود و آن را مىسوزانند و به شيرازى ماروشى بيش خوانند و با هيزم آورند و خامالاون مالس خوانند و تفسير مالس سياه بود و صاحب تذكره و غيره نوشته‌اند كه دو صنف مىباشد سفيد و سياه و صحرايى و كوهى مجموع را برگ شبيه به برگ كنگر و بىساق و بيخ آن سفيد و در ميان برگ آن خارى شبيه به خار كنگر و گل آن