تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
هاون كوبيده نمىشود و دستور احراق و سحق و غسل و سفيد كردن آن در قرابادين ذكر يافت و سنگها كه در جوف اسفنج به هم مىرسند در طبيعت قريب است بدان و حرارت اين از آن كمتر . ملطف و مجفف و جالى و مفتت سنگ مثانه نزد غير جالينوس ، زيرا كه او مستعد مىداند نفوذ و رسيدن قوّت آن را به مثانه و ليكن مفتت سنگ گرده گفته .

اسفندان

به كسر اول و سكون سين مهمله و فتح فا و سكون نون و فتح دال مهمله و الف و نون شرابى كثير المنافع است صنعت آن در قرابادين ذكر يافت .

اسفيداج

به كسر همزه و سكون سين مهمله و كسر فا و سكون ياى مثناة تحتانيه و فتح دال مهمله و الف و جيم معرب اسفيداب فارسى است و به عربى و عبرانى باروق و به يونانى سمونيون و خمسيون و سليقون و زبرقون و به سريانى اسقطيقا و به هندى سفيده و به تركى كرتان نامند . ماهيت آن : از قلعى و سرب و روى توتيا سازند به طريق احراق و بهترين همه و مستعمل در ادويه عين و غيره آنست كه از قلعى كه رصاص ابيض نامند سازند و سنگين و نرم و بسيار سفيد باشد و آن را سفيداب رومى و كاشغرى نيز نامند و مستعمل مغسول آن است خصوص در امراض عين تا حرارت و حدت و لذع آن زايل گردد . طبيعت آن : سرد در سيّم و خشك در سيّم و گويند سرد در دويّم و خشك در سيّم است . افعال و خواص و منافع آن : ملطف و مجفف بىلذع و مبرد و مسدد و مغرى و قالع گوشت زايد فاسد و مدمل قروح سوختگى آتش و با سركه و روغن گل سرخ و بنفشه جهت درد سر و با ادويه عين جهت درد چشم و بثور و بياض و قروح و اورام حاره آن خصوص مصنوع از سركه آن كه خوب شسته باشند و با شير دختران و يا سفيده تخم مرغ جهت رمد و چون آن را مكرر بشويند و تسقيه به گلاب كرده خشك نمايند در آفتاب جهت رمد حار و در مراهم با اقليميا و آب بيخ عنب الثعلب جهت منع رويانيدن مو مجرب و با آب برگ عنب الثعلب و رادعات جهت باد سرخ و بثور و نزف الدم و حكه و ورم حار و سوختگى آتش و آب گرم و با شير جهت ورمهاى حاره مفاصل و زخمها و شقاق سفل و درد چشم و بثور آن و بياض رقيق چشم حيوانات و با بياض بيض و به تنهايى و يا با روغن گل سرخ جهت سوختگى آتش كه پارچه را بدان آلوده و تر كرده بر موضع سوختگى اندازند و چون خشك گردد تبديل نمايند و حمول آن جهت منع حمل و قطع سيلان حيض نافع و چون بر لسع عقرب بحرى و تنين بحرى بمالند نفع بخشد آن را و چون بر مواضعى كه خواهند كه موى آن را نشف نمايند بمالند بيخ موى را سست و نرم گرداند كه به آسانى بىدرد و الم كنده شود و چون در مراهم داخل نمايند زخمها را پر نمايد و لحم زايد را بخورد . بدل آن : آبار و اسرنج است . المضار : آشاميدن آن مورث خناق و مانع حيض و حمل و زياده از يك درم آن كشنده و دستور اتخاذ آن هم به طريق تعفين و هم به طريق احراق و دستور غسل آن در مقدمه ذكر يافت و خوردن آن كشنده است به عروض سده در مجارى و تضيق آنها و سفيد شدن زبان و متغير شدن رنگ رخساره و بدن و استرخاى اعصاب و اعضاء و اختلاط عقل و سرد شدن بدن و دماغ و خشك شدن حلق و دريافتن عفوصتى كه گويا مازو خورده و مغص و لذع در معده و وجع فوأد و سرفه و ضيق النفس و فواق شديد و غشى و خناق در انتها و اگر با نوشادر مصعد نمايند مهلك است و علاج آن به قى و آشاميدن مطبوخ تخم كرفس و انيسون و رازيانه با عسل و طبيخ انجير و ربع درم سقمونيا با ماء العسل و بعد از آن عصاره افسنتين است و مدرات بول با ماء العسل .

اسفيداج الجصّاصين

به فارسى سفيداب يزدى نامند . ماهيت آن : سنگى براق صفايحى است كه در يزد و نواحى اصفهان از معدن گچ و امثال آن حاصل مىشود . طبيعت آن : سرد و خشك در دويّم . افعال و خواص و منافع آن : محرق آن لطيف‌تر و لزوجت و تجفيف آن كمتر و نفع آن بيشتر و جالى و مغرى و رافع آثار جرب و صافى كننده بشره و قاطع نزف الدم جراحات تازه و رعاف است و طلاى آن بر پيشانى و با سركه مخلوط با پشم خرگوش و سفيدى تخم مرغ جهت رعاف و حبس و منع خروج دم از شريان شكافته شده و باعث الزاق آن و به تنهايى با آب جهت باد سرخ و اورام حاره نافع . المضار : خوردن آن كشنده است به خناق و خشكى دهان و قولنج و اكثر اعراض اسفيداج و از آن اقوى و مداواى آن به قى فرمودن و خوردن نيم مثقال حب النيل با ماء العسل و چيزهاى لعابى و عصاره خطمى تر و ملوخيا پس آشاميدن ربع درهم سقمونيا با جلاب اگر به اين ساكن شود اعراض بهتر و الا باز اعاده اسهال نمايند اگر سحج عارض شود معالجه آن نمايند .

اسفيدباج

به كسر همزه و سكون سين مهمله و كسر فا و سكون ياى مثناة تحتانيه و كسر دال مهمله و فتح باى موحده و الف و جيم به