همچنين ساييده جرم آن با ماء العسل و به دستور گلنگبين يعنى مرباى گل آن با شكر يا عسل چون هر شب آن مقدار بياشامند كه مقدار يك مثقال گل اسطوخودوس در آن باشد و مداومت بر آن نمايند امراض مذكوره خصوص وسواس سوداوى و غم را بالكل زايل سازد و آشاميدن آن با عاقرقرحا و سكبينج جهت صرع و همچنين با شحم حنظل ممزوج نموده استفراغ بدان نمودن در سالى چند مرتبه و بعد از تنقيه متعهد معده بودن صرع بلغمى و سوداوى را نافع و يك درم اسطوخودوس سوده با يك درم ايارج فيقرا به نهايت رعشه و اختلاج را نافع است مداومت آن تا سى و پنج روز و به دستور آشاميدن طبيخ آن با ماء العسل و سعوط آن به تنهايى و با ماء العسل جهت صرع سوداوى و بلغمى نافع به جهت تنقيه و تقويت كردن آن دماغ را و بخور آن براى استرخا و ضماد آن بر سر جهت نسيان و جمود و شخوص و چون بيندازند در شش قواريس آب انگور يك من اسطوخودوس را در خمى و سر آن را محكم بسته شش ماه بگذارند كه تا برسد پس بياشامند مصروع را از آن با عاقرقرحا و سكبينج نفع مىبخشد آن را نفعى بيّن و گاهى به عوض آب انگور سركه مىكنند و در اين هنگام چون يك ماه در سركه مخلل نمايند استعمال مىتوان نمود و اگر از اين سركه سكنجبين شكرى و يا عسلى سازند و از آن سكنجبين يك اوقيه يا دو اوقيه با عاقرقرحا و سكبينج استعمال نمايند بهتر است و بالجمله اسطوخودوس جاروب دماغ است يعنى منقى آنست از كل فضول رديه بلغميه باله و مفتح سده و مقوى همه قوا و محلل كل ابخره و رياح فاسده و ملطف ارواح آن و گويند كه چون آن را با ثلث آن گشنيز خشك و ربع آن مرزنجوش و سدس آن از هر يك از مصطكى و هليله كابلى و كندر معجون سازند و يا بجوشانند و نزد خواب بياشامند و مداومت بر آن نمايند جهت دفع نزلات و رمد و ترهل و ربو و گرانى سامعه و ضعف باصره مجرب و آشاميدن طبيخ آن جهت امراض سينه و سعال و نزله از زوفا قوىتر و مفرح و مسهل بلغم و سودا و مقوى آلات بول و با قوّت ترياقيه است . المعده و الكبد و الطحال و غيرها * آشاميدن دو جزو از اسطوخودوس و يك جزو بيخ كبر با عسل سرشته جهت برودت معده و بواسير به نهايت مفيد و نقوع و مطبوخ آن جهت ورم بارد جگر و استسقا و تنقيه طحال و گرده و امراض مقعده و با شراب جهت نفخ و درد اعصاب و درد اضلاع و سموم مشروبه نافع و با سكنجبين و نمك هندى مسهل قوى است و ضماد آن و همچنين تكميد به طبيخ آن جهت تسكين اوجاع مفاصل نافع و چون با صعتر و تخم كرفس بجوشانند و با دواى مسهل بياشامند نافع مغص آنست .
مضر صفراوى مزاج و معطش و مغثى و مكرب محرورين ، مصلح آن سكنجبين . گويند مضر است به شش مصلح آن كثيرا و صمغ عربى است .
مقدار شربت آن : از دو درم تا پنج درم .
بدل آن : در آلات تنفس فراسيون و در تنقيه سودا افتيمون .
شيخ يوسف بغدادى گفته خاصه اسطوخودوس اسهال سوداوى دماغ است و شربتى از آن يك درم تا پنج درم و مصلح ضرر آن به ريه كثيرا است و چون با سكنجبين خورده شود احتياج به مصلح ديگر ندارد و بعضى اطبا گفتهاند مصلح شراب آن شراب ليمو است و مفتح سدههاى دماغى است و مسهل سودا و بلغم از دماغ است و بعضى گفتهاند مسهل صفرا نيز است و حبوب اسطوخودوس و دهن و سكنجبين و اشربه و عرق و مطبوخ و معجون آن در قرابادين ذكر يافت .
اسفاناخ
به كسر همزه و سكون سين مهمله و فتح فا و الف و فتح نون و الف و خاى معجمه به يونانى سوناخيوس و نيز سيمان فوسوخيوس و به رومى ابرقيا و به فارسى اسفناج و اسپناج و به فرنگى اسپنس و به هندى پالك و پالك هندى قطف است كه اسفاناخ رومى باشد . ماهيت آن : گياهى است معروف ، بستانى و برى نيز مىباشد و بستانى آن مستعمل است در مطعوم و بهترين آن باران خورده آن است .
طبيعت آن : در آخر اول سرد و تر و گويند معتدل است در گرمى و سردى و از اين جهت محرور و مبرود را موافق است الا آنكه اوفق از براى محرورين آن است كه با كشك الشعير و روغن بادام شيرين تناول نمايند و اين هنگام مىباشد نافع از براى تبهاى گرم و سرفه خشك يا حبس بطن و اوفق از براى مبرودين با گوشت فربه و برنج با افاويه حاره .
افعال و خواص آن : ملين طبع به سبب قوّت جاليه و غساله و رادع و سريع الهضم جيّدالغذاتر و كم نفختر از ساير بقول و جهت التهاب و تشنگى و تبهاى گرم و امراض سينه و درد شش گرم و سل و درد كمر دموى و خوردن مطبوخ آن با اشياى مناسبه و با باقلا جهت نزلات حاره مجرب و غرغره آن با آب جهت درد گلو و لهات مفيد و آشاميدن عصاره آن با شكر جهت درد گلو و لهات و يرقان و تفتيت حصات و عسر بول و حرقت آن و لذع اخلاط مرارى و ضماد پخته آن جهت درد مفاصل حار و اورام حاره و احتباس بول كه از حرارت باشد و ضماد خام آن جهت ورم فلغمونى و گزيدن زنبور و انفجار دماميل و طلاى مطبوخ آن با سفيداب جهت بثور مفيد .
مضر بارد المزاج و مصدع ، مصلح آن پختن آنست با روغن بادام يا مسكه گاو تازه و دارچينى و فلفل و آب كامه است .
مقدار شربت از عصاره آن : تا دو مثقال .