تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
نوع اول و اغبر و صلب و شاخ‌هاى آن پراكنده و باريك و بر اشجار مىپيچد و گل آن بزرگ و بنفش و ثمر آن مانند ثمر كبر و در جوف آن تخمى مانند تخم خطمى و بيخ آن سارى در زير زمين و پر گره و تند بوى و تلخ و لذاع و اين قسم مخصوص است به دفع سموم و گزيدن مارها و نوعى را برگ از همه انواع ريزه‌تر و ساقه‌هاى منبسط بر روى زمين و گل آن بنفش و بيخ آن نرم و بىگره و زرد رنگ و طعم آن تلخ و با عطريت و منبت آن كوههاى ساده است و اين نوع ضعيف‌ترين انواع اربعه آنست و بهترين همه نوع اول است كه از فرنگ و افريقيه و شام خيزد و خوشبو و تند رايحه و باريك باشد كه زبان را در وقت خاييدن بگزد و مستعمل بيخ آن است . طبيعت مجموع آن : در آخر دويّم گرم و خشك و بعضى در سيّم گرم و در دويّم خشك گفته‌اند . افعال و خواص و منافع آن : ملطف و محلل و مفتح و مقوى و منقى دماغ و اعصاب و معده و جگر و سپرز و گرده است از اخلاط بارده رطبه باله مسترخيه و آشاميدن آن به تنهايى يا با ادويه مناسبه جهت امراض بارده رطبه دماغيه مانند صرع و لقوه و فالج و استرخا و تشنج امتلايى و خدر و تقويت دماغ و تسخين آن و اعصاب و صداع به مشاركت رحم و نسيان خصوص با ماء العسل و جهت تسكين اوجاع باطنى و استسقا و يرقان سدى و ورم رخو جگر و سپرز و تنقيه آلات بول و رحم از رطوبات لزجه و فضول رديه و تنقيه سنگ گرده و مثانه و تسكين درد آن و عسر البول و احتباس حيض و وجع مفاصل و ورك و عرق النساء و نقرس نافع خصوصاً كه جهت اين امور دو ماه در آب انگور خيسانيده باشند كه به ازاى هر سه مثقال از آن چهار رطل و نيم آب انگور باشد و با شير شتر و گوسفند جهت تقويت باه مبرودين و مرطوبين و تسخين و تقويت معده و كبد و اخراج رطوبات فضليه به ادرار و هفت مثقال آن با ماء العسل مسهل است مانند خربق ابيض و بوييدن روغن آن دايم جهت نسيان و اكتحال آن جهت امراض طبقه قرنيه و ذرور آن جهت گزيدن عقرب نافع و ضماد آن با شير تازه دوشيده بر كنج ران و پشت زهار جهت نعوظ مجرب و اهل هند را عقيده آنست كه چون قبل از بروز آبله نيم درم آن را با نبيذ برنج بنوشند آبله بسيار كم برآيد و مجرب دانسته‌اند و از جمله ادويه‌ايست كه داخل كرده مىشود در خوشبويىها . مضر ريه مصلح آن مويزج . مقدار شربت آن : از يك مثقال تا سه مثقال با ماء العسل . بدل آن : به وزن آن وج يا زنجبيل است يا نصف آن خولنجان و نصف آن وج . جوارش اسارون و شراب و عرق آن در قرابادين ذكر يافت .

اسد

به فتح همزه و سين مهمله و سكون دال مهمله به فارسى شير و به هندى باكهه نامند . ماهيت آن : حيوانى است مشهور از جمله سباع . طبيعت آن : گرم و خشك . افعال و خواص و منافع آن : گوشت آن ديرهضم و مورث شجاعت . ضماد پيه آن بر كمر و كنج ران و انثيين و قضيب و مقعده مقوى جماع و طلاى آن جهت كلف و قطور آن با روغن تخم انجره در احليل جهت نعوظ بيعديل و طلاى پيه و زهره آن بر بدن باعث گريختن سباع از آن شخص و ضماد پيه ما بين دو چشم آن بر روى مورث هيبت در نظرها . ارسطو گويد كباب خصيه شير به غايت مقوى دل و باه است چون بشكافند آن را و با بوره سرخ و مصطكى طبخ نموده خشك كنند و به روغن زنبق چرب كرده با آب گرم ناشتا بنوشند جهت جميع اوجاع باطنى مانند قولنج و مغص و وجع ظهر و بواسير و درد جگر و رحم بغايت مؤثر و مفيد است و زهره آن مقوى باصره اكتحالًا و آشاميدن يك دانگ زهره شير نر با زرده تخم مرغ نيم برشت جهت كسى كه آن را از زنان بسته باشند گويند مجرب است و وقت استعمال آن در حين هلال ماه شرط دانسته‌اند و گويند جلوس بر پوست آن جهت رفع نقرس و بواسير مجرب است و بستن پوست يا موى آن بر گردن اطفال پيش از بلوغ جهت ازاله صرع و بخور موى آن جهت گريزانيدن سباع و رفع تب يومى نافع و گذاشتن قطعه‌اى از پوست آن در ميان صندوق رخوت مانع كرم زدن آنها است و اگر كرم در آن صندوق موجود باشد باعث قتل آنها است گويند چون زبان آن را خشك نمايند و قدر قليلى از آن را با نبات ساييده به صاحب ضيق النفس بارد رطب بخورانند شفا يابد و چون بينى شير ماده را خشك نمايند و زن حامله با خود دارد تا زمانى كه طفل را از شير باز گيرند از مرضى كه به هندى پرسوت نامند محفوظ ماند و چون فرج آن را خشك نموده عند الحاجت با آب گرم سوده زن استعمال نمايد فرج آن را تنگ كند و گرم گرداند و چون يك درم سرگين آن را در شراب حل نمايند و به معتادين شرب خمر دهند باعث نفرت و عدم خواهش ايشان گردد و گويند چون صداى خروس سفيد تاج‌دار را بشنود لرزه بر اندام آن افتد و فزع نمايد و بعضى گمان برده‌اند كه تمساح چون صداى شير را بشنود مىميرد و گويند خوردن موى سبيل آن از جمله سموم است و اكثر از راه عداوت آن را مقراض نموده در ميان رگ برگ تنبول گذاشته مىخورانند به كسى كه با او عداوت دارند بالجمله به هر نحو كسى كه آن را خورده باشد علامت آن آنست كه در وقت نشستن شكم او درد كند و چون بر برگ بيد انجير بول كند آن برگ پاره پاره گردد
مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 138 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى / روجا رحيمى / فاطمه فرجادمند