ماده تكون آنها ابخره محتقنه محتبسه در جوف بيوت و صندوقها و فروش و يا تحت آنها است و محل تكون آنها آن مواضع و زمينهاى نمناك با رطوبت است كه خاك آنها نرم و سخيف باشد و در آن اماكن آنچه مىرويد همه را مىخورند و فاسد مىسازند و در ملك بنگاله در اواخر برسات بزرگ و باليده بلند به مقدار استه خرمايى مىگردند و پر بر آورده پرواز مىكنند و با اندك زمانى فانى ميگردند و اهل هند مىگويند كه پادشاهى دارند و جثه آن بسيار بزرگ و باليده مىباشد به حجم انگشتى و به طول دو بند آن و به زعم ايشان آن بسيار گرم و مقوى باه است و در زمستان از اماكنى كه محل تكون آنها است مانند صحراها و دامنههاى كوه برآورده مىخورند بدين نحو كه سر آنها را دور نموده تنه آن را به روغن گاو چرب نموده مىبلعند و مىگويند اگر به زودى نبلعند و يكى دو روز بگذارند تمام آن گداخته آب لزجى از آن برمىآيد و پوست خالى مىماند و علامت شناخت آنكه پادشاه آنها در كدام جا است آنست كه در صحراها در مواضعى كه دهقانان علفهاى زراعت را كنده جابجا جمع مىنمايند و به رطوبات بارش و شبنم و حرارت و تابش آفتاب متبخر گشته و تعفن يافته از آن ارضه تكون مىيابد پس اشخاصى كه معرفت آن را دارند آن مواضع را كنده بر مىآورند در بعضى از آنها يك يا دو عدد مىباشد و گويند چون آن را در روغن سنام بقر حل كنند و بر بواسير بمالند نافع است و پاشيدن آب مطبوخ خرزهره كشنده آن است و دخان پر هدهد و كركى و گشنيز خشك و فوتنج گريزاننده آن است .
ارسطون
شرابى است غليظ كه از خمر و ادويه حاره ترتيب دهند قوىتر از خمر و مقوى احشاى بارد است و در قرابادين ذكر يافت .
ارغامونى
بر وزن افلاطونى به فتح همزه و سكون راى مهمله و فتح غين معجمه و الف و ضم ميم و سكون واو و كسر نون و يا در آخر به فارسى ماميثاى سرخ نامند و به هندى بن پوسته .
ماهيت آن : نباتى است شبيه به خشخاش برى و برگ آن مشرف و شبيه به برگ شقايق النعمان و گل آن سرخ و سر آن شبيه به سر خشخاش و طولانىتر از آن و سر آن پهن و بيخ آن مستدير و رنگ دمعه يعنى لبن آن زرد زعفرانى .
افعال و خواص آن : حار حاد و محلل و منقى قروح عين كه آن را ارغاسن و قروحى كه آن را ناقليا نامند و چون ضماد نمايند تسكين دهد اورام را و چون دو نيم برگ آن را با بيست و يك دانه فلفل سياه ساييده و با آب حل كرده سه روز متوالى بخورند جهت قلاع دهان و سيلان رطوبات از آن نافع .
ارقيطون
به فتح اول و سكون راى مهمله و كسر قاف و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم طاى مهمله و سكون واو و نون معرب ارقيسون يونانى است و قروسوقيون نيز نامند .
ماهيت آن : ديسقوريدوس گويد نباتى است برگ آن شبيه به برگ كدو و از آن بزرگتر و صلبتر و مزغب و بىساق و رنگ آن مايل به سياهى و بيخ آن بزرگ و سفيد . انطاكى گفته نباتى است مزغب و ساق آن مربع كمتر از يك ذرع و آن را اكليلى سرخ رنگ و تخمى به مقدار زيره سياه است و بهترين آن تازه حريف آن است و صاحب تحفه گفته بيخ آن نرم و سفيد و شيرين است .
طبيعت آن : گرم و خشك در دويّم و در سيّم نيز گفتهاند .
افعال و خواص و منافع آن : جالى و مجفف و محلل و با قوّت قابضه جهت امراض دهان و دندان و سينه و نفث المده و مفاصل و عرق النساء و شقاق و قرحه سر انگشتان حادث از برودت و عسر البول و حرق النار و قروح بيخ ناخنها نافع . مضمضه به طبيخ بيخ آن و نگاه داشتن آن در دهان مسكن اوجاع دندان و ريختن طبيخ آن بر شقاق عارض از سردى و سوختگى آتش و آشاميدن يك درهم آن با حب الصنوبر جهت اوجاع صدر و نفث المده و چرك كاين در سينه و نيم رطل از طبيخ آن جهت عسر البول و عرق النساء و درد مفاصل و ضماد تازه آن جهت شقاق و قرحه سر انگشتان و اوجاع مفاصل و سوختگى آتش و ذرور برگ آن جهت قروح خبيثه كهنه نافع .
مضر گرده مصلح آن روغنها .
مقدار شربت آن : تا شش درم .
بدل برگ آن : بيخ آن است .
ارقطيون
به فتح اول و سكون راء مهمله و فتح قاف و سكون طاى مهمله و ضم ياى مثناة تحتانيه و سكون واو و نون و آن را ارقطون نيز نامند . ماهيت آن : گياهى است برگ آن شبيه به برگ فلوس و زغب اين از آن زياده و بسيار مستدير و بيخ آن سفيد و شيرين و ساق آن رخو طولانى و تخم آن شبيه به زيره كوچكى .
افعال و خواص و منافع آن : بسيار لطيف و مجفف و جالى . طبيخ بيخ آن و تخم آن با شراب جهت تسكين اوجاع اسنان مضمضه كردن و نگاه داشتن آن در دهان و آشاميدن آن جهت عسر البول و عرق النساء و ريختن آن بر سوختگى آتش و قروح بن ناخنها و شقاق عارض از سردى هوا نافع .