تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
لطيف‌تر از غير محرق آن است . طبيعت آن : سرد و قبض . افعال و خواص و منافع آن : طلاى آن با آب گشنيز و مانند آن مبرد اورام حاره و جراحات و با محللات جهت بردن گوشت زايد فاسد و با قيروطى جهت رويانيدن گوشت صالح و پر كردن زخمها و با مدرات جهت ريزانيدن حصات نافع و اجتناب از خوردن آن اولى است .

ارجوان

به ضم همزه و سكون راى مهمله و ضم جيم و فتح واو و الف و نون معرب از ارغوان فارسى است و آن را زعيدا گويند . ماهيت آن : درختى است كه منبت آن بلاد فارس است . گل آن بسيار سرخ و مايل به بنفشى و انبوه و نيكو منظر و بوى چندان ندارد و طعم آن اندك شيرين و مىخورند آن را و فارسيان آن گل را متنقل و مزه شراب مىكنند و اعتقاد ايشان آن است كه تفريح مىآورد و حلق و آواز را نيكو و صاف مىگرداند و چوب آن رخو و سبك و ثمرى ندارد مگر تخمى كه از آن مثل آن رويد و حافظ نوع آن باشد . طبيعت آن : گرم مايل به اعتدال است . افعال و خواص و منافع آن : مخرج اخلاط لزجه و رافع برودت معده و كليه و منقى آلات تنفس و مفتت حصات و جهت تصفيه لون نافع و آشاميدن طبيخ گل آن مقئ و منقى آلات تنفس و معده و آشاميدن طبيخ پوست ريشه‌هاى بيخ آن مقدار دو درم مقئ قوى است و ذرور سوخته آن حابس نزف الدم و خضاب نيكو است و زنان از آن خطاط مىسازند به سبب سياهى رنگ آن و چون بر ابرو بمالند مژگان را بروياند . مصلح قى آن برگ عناب و نمام است . بدل آن : صندل و نيم وزن آن گل سرخ و تخم آن در ادويه عين ، قايم مقام تشميزج است كه چشميزج نيز نامند و شراب زهر ارجوان و مرباى آن در قرابادين ذكر يافت .

اردق ناقى

به كسر همزه و سكون راى مهمله و فتح دال مهمله و سكون قاف و فتح نون و الف و كسر قاف و يا ، لغت يونانى است . ماهيت آن : نباتى است شبيه به كبر بسيار تند رايحه و لاذع و در غايت تندى و حرارت و اجتناب از آن اولى است مگر در اطليه با مصلحات و صاحب اختيارات گفته قثاء الحمار است به لغت اندلس و صاحب مغنى گفته كه ثمر آن در غلاف مىباشد .

ارز

به ضم همزه و راى مهمله و زاى معجمه معرب اورزاء و اوريز يونانى است و به سريانى روزى و به عربى ثمن و به فارسى برنج و به تورانى كرنج و به هندى چاول نامند . ماهيت آن : گياه آن مانند جو و گندم و برگ‌ها و ساق آن بلندتر و نرم‌تر و منبت آن يعنى محل زراعت آن زمين‌هاى نمناك و جاهايى كه در آن آب باشد و يا آنكه آب بسيار به آن برسد مانند آب چشمه و رودخانه و باران و قنوات و بلندى گياه آن در اكثر بلاد تا به يك قامت و در بنگاله تا به دو قامت مىرسد و در دو فصل آن را زراعت مىنمايند يكى پيش از موسم باران كه برسات نامند و آن هنگام بودن آفتاب در ثور تا اواخر جوزا است كه با آب باران آنچه در زمينهاى بلند است نشو و نما يابد و آنچه بر زمينهاى پست است مانند غديرها كه به هندى جهيل نامند و كنارهاى دريا و به طغيانى آبها و سيلابها هر مقدار كه آب بلند مىشود آن نيز بلند مىشود و مادام كه سر گياه و خوشه‌هاى آن بيرون از آب است آن را خوفى و ضررى نيست هر مدت كه باشد و اگر احياناً دفعتاً آب طغيانى كند و يا سيلاب عظيمى آيد كه تمام آن را بپوشد و غرق نمايد و به زودى از زير آب بر نيايد فاسد و پوسيده مىگردد و بهترين برنجها و اماكنى كه در آنها خوب مىشود بلاد هند است خصوصاً پشاور و كمون بندر سورت و بانس بريلى كه ما بين شاه‌جهان‌آباد و لكنهور است و عظيم‌آباد و خصوص مكه كه دهى است از ده‌هاى آن و بعد از هند و سند ايران است خصوص جمال بارز كرمان و از آن بهتر در مراغه زيرا كه برنج باريك سفيد هندى و سندى سبك مىباشد و بسيار لطيف و بىلزوجت خصوص انواع مذكوره آن كه خوشبو و خوش ذايقه مىباشد و امّا برنج سرخ دانه درشت هندى و سندى خالى از ثقلى و لزوجتى نيست و به دستور برنج ايران و امّا برنج بلدان ديگر بسيار ثقيل و لزج و خصوص آنچه در جزاير و سواحل درياى شور مىشود و اكثر ثقيل و لزج و نفاخ و در اكثر اين اماكن بسيار كم و در بعضى جاها مطلقاً نمىشود و وجه مذمت اطباى يونان و روم برنج را از اين جهت است كه در آن بلاد برنج وفور ندارد و خوب نمىشود و اكثر ثقيل و لزج و نفاخ و بطىالهضم مىباشد و الا برنج اماكن مذكوره قبل ، وراى اين اماكن لطيف و سريع الهضم‌تر از حبوب ديگر است خصوص در امزجه حاره . در طبيعت آن اختلاف كرده‌اند در حرارت و برودت آن بعضى حار در اول و بعضى بارد و بعضى معتدل دانسته‌اند و يابس در دويّم و در اين اتفاق دارند و بعضى مركب القوى دانسته و اين اقوى و قريب به صواب است و اقوال اول نيز درست است زيرا كه چون در آب بجوشانند و آب آن را بگيرند و آن برنج را دم دهند كه به فارسى چلاوكش نامند مىباشد جرم آن برنج سرد در اول و آن آب گرم در اول و امّا چون آب آن را نگيرند و دم دهند كه
مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 132 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى / روجا رحيمى / فاطمه فرجادمند