تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

فصل الالف مع الدال المهمله

ادرك

به فتح همزه و سكون دال مهمله و فتح راى مهمله و كاف لغت عربى است به فارسى آلوچه سلطانى نامند و گويند نيشوق اينست . طبيعت آن : در اول سرد و رسيده آن در دويّم تر . افعال و خواص آن : مسكن حدت صفرا و رسيده آن ملين طبع و نارس آن مسهل به عصر و قاطع قى و آب رسيده آن جهت سرفه حار و صاحب دق بغايت مفيد و آب برگ آن كشنده كرم معده و نفاخ و مفسد معده ، مصلح آن گل قند است .

فصل الالف مع الذال المعجمه

ازاراقى

به فتح همزه و ذال معجمه و الف و فتح راى مهمله و الف و كسر قاف و يا لغت سريانى است و به عربى قاتل الكلب و حب الغراب و خانق الكلب و به فارسى كچله و كچوله نامند و به هندى نيز بدين نام مشهور است . ماهيت آن : تخم ثمر درختى است هندى به مقدار نارنجى بزرگ و پوست آن سرخ رنگ و بىبو و لحمى چندان ندارد و دانه‌هاى پهن مدور بسيار صلب و تلخ در ميان آن مىباشد مانند تخم بژهل كه نيز ثمرى است هندى در جوف بژهل و هر دانه در غلافى علىحده و تخم بژهل كوچك است و لحم آن مأكول به خلاف تخم ازاراقى كه بزرگ و پهن و مدور و سمى غير مأكول است و درخت آن بزرگتر از درخت نارنج و به مقدار درخت بيل هندى و برگ آن نيز اندك شبيه به آن و كوچكتر و عريض‌تر از برگ نارنج و مستعمل تخم آن است بدين نحو كه در آب مىخيسانند و پوست آن را جدا كرده به سوهان براده نموده به كار مىبرند و آنچه صاحب تحفه نوشته كه آن بيخى است و در تنكابن و مازندران كلاج دارو نامند و برگ آن از برگ بنفشه سبزتر و گل آن مثل بنفشه و در غايت سرخى و ساق آن از ساق بنفشه سطبرتر و سرخ اشتباه خواهد بود و شايد بيخى ديگر شبيه به آن باشد نه آن . طبيعت آن : در آخر سيّم گرم و خشك در سيّم . افعال و خواص و منافع آن : سم حيوانات دم‌دار است و بالخاصيه مبدل مزاج بسيار سرد ردى فاسد به سوى مزاج حار جيّد صالح و ليكن بايد كه جرأت بر خوردن آن ننمايند مگر نزد حاجت قوى شديد با مصلحات آن و جهت فالج و استرخا و ساير امراض عصبانى و درد كمر و وجع مفاصل مجرب دانسته‌اند . ضماد آن جهت كلف و جرب و قوبا و عرق النساء و امراض مفاصل و امراض بارده و جرب متقرح و بثور لبنيه نافع . المضار : مسكر و مشوش ذهن و يك مثقال آن كشنده ، مصلح آن شكر و ادويه خوشبو و قى فرمودن به شير تازه دوشيده و آشاميدن امراق و اسفيدباجات دسمه به روغن بادام و لعابات با روغن بادام شيرين . مقدار شربت آن : از يك دانگ تا دو دانگ و حب و معاجين آن در قرابادين ذكر يافت و اطباى هند براى آن خواص بسيارى بيان نموده‌اند .

اذارافيون

به فتح اول و ذال معجمه و الف و كسر فا و ضم ياى مثناة تحتانيه و سكون واو و نون . ماهيت آن : به اعتقاد جالينوس نوع چهارم زبد البحر است كه به فارسى كف دريا نامند و آن چيزى است پر سوراخ . بسيار سبك و از فرنگ آورند شبيه به زهره اسيوس . افعال و خواص و منافع آن : در جميع افعال از زبد البحر اقوى و از سموم قويه و مقدار دو دانگ آن كشنده و اكتحال آن جهت رفع ناخنه و بياض چشم دواب بسيار مؤثر و طلاى آن با آب جهت عرق النساء و ورم پستان و جرب و كلف و بثور نافع و يحتمل آن چيزى را كه به هندى كستورى مىنامند اين و يا قريب بدين باشد و در حرف الزاء در زبد البحر ان شاء الله تعالى مذكور خواهد شد .

اذخر

به كسر همزه و سكون ذال معجمه و كسر خاى معجمه و راى مهمله . ماهيت آن : دو قسم بود يكى مكى و آن را به عربى تبن مكه و خلال مأمونى و طيب‌الغريب و به لغت رومى سخس و سخيس نامند و بعضى اطبا گفته‌اند كه سخيس يونانى است و به هندى كندهيس و كندبيل و كنتول و سوندهى و روس و سوريا و به فارسى گورگيا و كاه مكه و گزنه دشتى به فتح گاف و سكون زاى معجمه و فتح نون و ها در آخر و تصحيف كرده كسى كه آن را گربه دشتى به ضم گاف فارسى و سكون راى مهمله و فتح باى موحده خوانده و اين صنف نباتى است با شاخ‌هاى بسيار و باريك از يك بيخ رسته و بيخ آن غليظ و برگ آن ريزه‌تر از كولان و از آن در حجم و قد كوچك‌تر و مايل به سرخى و زردى و ثقيل الرايحه يعنى تندبو و ساييده آن را با بيخ آن به اصطلاح اهل مكه غسول نامند و به آن دست مىشويند و شكوفه آن بسيار و انبوه و سفيد و با عطريت و تند طعم و گزنده زبان امّا صنف دويّم آن اذخر اجامى است و آن گياهى است كه از بيخ آن
مخزن الأدوية ( ط . ج ) — صفحة 129 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى / روجا رحيمى / فاطمه فرجادمند