تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
در خانه‌ها زرع مىكنند . ( تحفه ) مرمكى : بول . ( لغات فيروزى ) مريخ : حديد است و خامس نيز گويند . مسحوق : ساييده شده . مسكه : روغن ناگداخته ، چربى كه از شير يا دوغ گيرند . مسكه : قطعهاى از پوست ، مسكه : به فارسى زبد است . ( تحفه ) مسهرات : داروهاى بيدار نگهدارنده . مسهل : هر چه اخراج فضول اعضاء از طريق امعاء كند . ( تحفه ) مسمنات : چاق و فربه كننده ها . مهزلات : لاغر و ضعيف كننده ها . مقيه : قى آورنده . مشترى : قلعى است كه رصاص ابيض باشد و سادس كنايه از اوست . مشتهيه : آنچه تحريك طبع به خواستن غذا كند . ( تحفه ) مصطگى : مصطكى : مصطگى رومى : كندر رومى ، علك رومى ، كيه ( فارسى ) . مصطكى : معرّب از مسطبخى و به عربى علك الرّوم نامند ، صمغ درختيست ريزه‌تر از كندر و سفيد او را رومى و سياه او را نبطى گويند ، درخت او در صافى و شاخه‌هاى او در لطافت و برگ او مانند درخت اراك و از آن بزرگتر و ثمرش مايل به تلخى و قوّتش تا بيست سال باقيست . ( تحفه ) معصفر : زرد چيزى كه به گل كافيشه ( گل رنگ يا كاجيره ) رنگ شده باشد . مغص : پيچش شكم .