در خانهها زرع مىكنند . ( تحفه )
مرمكى : بول . ( لغات فيروزى )
مريخ : حديد است و خامس نيز گويند .
مسحوق : ساييده شده .
مسكه : روغن ناگداخته ، چربى كه از شير يا دوغ گيرند .
مسكه : قطعهاى از پوست ، مسكه : به فارسى زبد است . ( تحفه )
مسهرات : داروهاى بيدار نگهدارنده .
مسهل : هر چه اخراج فضول اعضاء از طريق امعاء كند . ( تحفه )
مسمنات : چاق و فربه كننده ها .
مهزلات : لاغر و ضعيف كننده ها .
مقيه : قى آورنده .
مشترى : قلعى است كه رصاص ابيض باشد و سادس كنايه از اوست .
مشتهيه : آنچه تحريك طبع به خواستن غذا كند . ( تحفه )
مصطگى : مصطكى : مصطگى رومى : كندر رومى ، علك رومى ، كيه ( فارسى ) .
مصطكى : معرّب از مسطبخى و به عربى علك الرّوم نامند ، صمغ درختيست ريزهتر از كندر و سفيد او را رومى و سياه او را نبطى گويند ، درخت او در صافى و شاخههاى او در لطافت و برگ او مانند درخت اراك و از آن بزرگتر و ثمرش مايل به تلخى و قوّتش تا بيست سال باقيست . ( تحفه )
معصفر : زرد چيزى كه به گل كافيشه ( گل رنگ يا كاجيره ) رنگ شده باشد .
مغص : پيچش شكم .
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 328
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٣٢٨