كلونجى : به هندى شونيز است و به فارسى سياهدانه ، نامند . ( فرهنگ مير )
كميله : قنبيل ، قنبير .
كنار : اسم فارسى نبق است و به لغت مازندران اسم درخت نيم است . ( تحفه )
كنكول : كباب چينى ، كبابه . ( لغات فيروزى )
كنگهى : درخت شانه ، مشط الغول . ( لغات فيروزى )
كهربا : سندى گويد آن نوعى مهره است و از درياى مغرب به ساحل مىافتد و بعضى را اعتقاد آنكه صمغ درخت حور و غبران است و از بلاد روس و بلغار و مغرب خيزد و نزد بعضى آب چشمهاى است در جزايز بحر مغرب كه مانند مرمر متحجّر مىگردد . ( تحفه )
كهطمل : شب گز ، سرخك ، ساس ( ف ) ، حميراء ، ضف ، ضمج ( ع ) . ( لغات فيروزى )
كوكنار : تخم خشخاش سفيد .
كونچه : اسم هندى كبيكج است ، آن نوعى از كرفس برى است . ( فرهنگ مير )
كوند : به هندى صمغ است . ( تحفه )
كيله : به هندى موز است . ( تحفه )
كيورطه : كدر ، كاذى طلحه ، - ماء الكاذى ( لغات فيروزى )
گرده : كليه ، قلوه .
گل حكمت : در ساختن گل حكمت و ادويهء مصنوع : : صفت گل حكمت جهت استحكام ظروف است كه در برابر آتش تاب بياورند ، گل كوزه گرى را كه خاك رست گويند بايد از ريگ پاك كرده و در آب حل كنند تا رقيق القوام گردد و اين اجزا را به قدر نصف گل اضافه نموده تا
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٣٢٥