تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
كلونجى : به هندى شونيز است و به فارسى سياهدانه ، نامند . ( فرهنگ مير ) كميله : قنبيل ، قنبير . كنار : اسم فارسى نبق است و به لغت مازندران اسم درخت نيم است . ( تحفه ) كنكول : كباب چينى ، كبابه . ( لغات فيروزى ) كنگهى : درخت شانه ، مشط الغول . ( لغات فيروزى ) كهربا : سندى گويد آن نوعى مهره است و از درياى مغرب به ساحل مىافتد و بعضى را اعتقاد آنكه صمغ درخت حور و غبران است و از بلاد روس و بلغار و مغرب خيزد و نزد بعضى آب چشمه‌اى است در جزايز بحر مغرب كه مانند مرمر متحجّر مىگردد . ( تحفه ) كهطمل : شب گز ، سرخك ، ساس ( ف ) ، حميراء ، ضف ، ضمج ( ع ) . ( لغات فيروزى ) كوكنار : تخم خشخاش سفيد . كونچه : اسم هندى كبيكج است ، آن نوعى از كرفس برى است . ( فرهنگ مير ) كوند : به هندى صمغ است . ( تحفه ) كيله : به هندى موز است . ( تحفه ) كيورطه : كدر ، كاذى طلحه ، - ماء الكاذى ( لغات فيروزى ) گرده : كليه ، قلوه . گل حكمت : در ساختن گل حكمت و ادويهء مصنوع : : صفت گل حكمت جهت استحكام ظروف است كه در برابر آتش تاب بياورند ، گل كوزه گرى را كه خاك رست گويند بايد از ريگ پاك كرده و در آب حل كنند تا رقيق القوام گردد و اين اجزا را به قدر نصف گل اضافه نموده تا