زرد و تخمش برّاق و نرم و با اندك پهنى و تيره رنگ و از رازيانه كوچكتر و مراد از انجره مطلقاً تخم اوست . ( تحفه ) .
تخم اطنگن : تخم انجره : بزرالقريص . ( لغات فيروزى )
افيون : اسم يونانى و به معنى مسبت است و به فارسى ترياك و به عربى لبن الخشخاش نامند .
و گويند مراد از او شير منجمد خشخاش سياه است نه سفيد و بهترين او مايل به سفيدى و صاف است كه در آب زود حل شود و از آتش زود مشتعل گردد و در آفتاب زود بگدازد و قوى الرايحه باشد . ( تحفه )
اقاقيا : به لغت يونانى اسم عصارهء قرظ است و او را از ثمر نوعى از مغيلان كه قرظ نامند قبل از رسيدن او افشرده مىگيرند و قبل از جفاف ياقوتى رنگ است و بعد از آن سياه مىشود . ( تحفه )
اكتحال : دارو به چشم كشيدن .
ام الصبيان : تشنج و اختلاجى كه عارض كودكان شود .
امل بيد : ترشك . ( لغات فيروزى )
املاح : عبارت از اقسام نمك معدنى است و صناعى و تنكار و شوره و بوره و نوشادر است . ( تحفه )
املتاس : خيارشنبر ( ف ) .
آملج : معرب آمله است . ( فرهنگ مير )
آمله : نام درختى است هندى كه ثمر آن را نيز آمله گويند ، طعم آن ترش و عفص و نازك چون آلو . ( فرهنگ مير )
املى : تمر هندى ( لغات فيروزى )
آنبه هلدى : دارهلد ، دارچوبه .
اندراتن : حنظل ، پهرپهيندا .
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٢٩٨