شراب پديد آيد آن را نيز مفيد است تا پنجروز يا هفت روز اين دواء به كار برند مجرب است براى تپ [ تب - م ] .
ديگر كه تپ [ تب - م ] وبائى را مفيد است ، گل معصفر گلوى ركتچندن موطهه زرد و چوب و هماهه ناگيسر چوب كهير مجطيه بهط كطائى جمله مساوى بستانند و نيمكوب سازند و بهم آميزند و يك توله ، از آن بگيرند و در نيم آثار آب بجوشانند و در اثناى جوش ده عدد ، برگ نيم اندازند چون نيم پاؤ آب بماند بيالايند و بنوشانند و در اين ادويه مطبوخه ديگر آب انداخته بدارند و بشام دهند و هميسان تا سه روز بدهند و اگر مريض طفل بود نيم توله ، يا قدرى كم دواء بگيرند و پنج عدد ، برگ نيم آميزند .
ديگر كه تپ [ تب - م ] سرد و سنپات را مفيد است و درد شكم و امتلاء را سودمند ؛ سيماب شنگرف كشيده و گندهك صاف نموده بچهناك اصلاح داده جمالگوته در سرگين پخته و چوك كه ترشى است هر پنج مساوى بسايند و با آب خيرى همچو دانه ، مشنگ حب بندند و يكى بخورد و طريق كشيدن سيماب از شنگرف صاف كردن گندهك و اصلاح جمالگوته در سرگين و بچهناك در مقدار اين مختصر در ذكر فوائد بيان كرده شد .
ديگر ؛ تپ [ تب - م ] و لرزه را مفيد است ، دانه ، الانچى كلان فلفل مصرى به حسب حاجت سائيده بدهند .
ديگر ؛ تپ [ تب - م ] لرزه را دور كند ، خشخاش چهار دام ، مصرى دو دام ، بسايند و بجوشانند و بنوشند .
ديگر ؛ جمله تپها را مفيد است ، سرشف زردچوب پلپل دراز لهسن مرچ تج دارهلد بابرنگ هليله آمله هر يك را مساوى كوفته ، بيخته ، در شير
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٢١١