تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
بنوشند كه بسيار نافع است يادگار از مير جيون و مير سيف الدين . ادويه اندر تپ [ تب - م ] آنچه حق علاج است در كتب يونانيه بيان يافته است به حسب وى و در تنقيه و تطفيه بايد كوشيد اما در اينجا تركيبى چند كه كثير النفع است ذكر ميكنم . ديگر ؛ دوائى كه مزمن را دور كند ، پراسپ مقدار نخود و افيون يك سرخ ، برگ نيم دو نيم عدد ، جمله را در قند آميخته سه حب كنند پيش از آمدن تپ [ تب - م ] سه گهطرى يكى فرو برند و چون تپ [ تب - م ] بيايد يكى ديگر به كار برند و گاه باشد كه بحب سوم احتياج افتد و اگر مريض زورآور بود از جمله دو حب سازند و افيونى را افيون بيشتر اندازند و نيمهء برگ نيم بايد كه در طول باشد نه در عرض . ديگر كه جميع تپها را مفيد است خصوصاً بلغمى و سوداوى را ؛ چونه گهونگه و هرتال هر يك دو دام ، نيله تهوتهه نيم دام ، جمله را در شيرهء لكنوار تا دوپاس كهرل كنند پس بگيرند سفال آب نارسيده خام بود يا پخته و اين دواء را در سفال طلا نمايند و سفال ديگر برين سفال بپوشند چنانچه كنارهء هر دو سفال بهم پيوندد و كاواكى نمايد پس كناره آن را از گل و پوست شالى محكم كنند و در آوه كلال يعنى ؛ سفالگر بنهند چنانچه چهار طرف آتش باشد و اگر در خانه آتش بدهند از پا چكدشتى مىتواند و مقصد آنست كه آتش بسيار بايد داد پس چون آتش سرد شود ، سفال برارند و دواء از درون بستانند مرد كلان را تا دو نيم حبه توان داد و اين دواء را در شكر يا در برگ نلسى كوفته بايد داد و از ترشى و بادى و روغن پرهيز نمايد مجرب است اما در تپ [ تب - م ] محرقه زنهار نبايد داد تا به هلاكت نه انجامد و بعضى كسان را از خوردن اين دواء قى مىشود و اين علامت نيك است و نفع زود تر