بزكهرل كنند تا يك ذات شود و نخود مقدار حب سازند و وقت تب به آب بسايند و در چشم كشند .
ديگر ؛ تپ [ تب - م ] سرد را دور كند ، ماش و برنج بپزند و فلفل دراز سائيده آميزند و يك پياله بنوشند و بر سر لحاف گيرند عرق بسيار خواهد آمد و مراد از ماش در اينجا مونگ است نه اورد .
ديگر ؛ تپ [ تب - م ] كه با خلط روده بود با درد شكم دور كند و باد و كف بربايد و گرسنگى افزايد ، املتاپس پيپلمول موطهه كطكى هليله جمله را برابر كوفته بجوشانند و به قدر حاجت دهند .
ديگر كه تپ [ تب - م ] ناغه كه از هر گونه باشد دور كند و جميع تپها را مفيد است و بو اسير دومه را سود ميدهد ، سندهى جواكهار پلپل دراز پيپلمول ، هر يك دوازده درم ، كوفته ، بيخته ، در پنج آثار روغن ماده گاو بپزند بعده در شيرهء ادرك و آب جغرات ، برابر روغن مذكور آميزند و بجوشانند تا روغن بماند و بدارند و به حسب حاجت قدرى از اين روغن بدهند .
ديگر كه براى تپ [ تب - م ] لرزه نو و كهنه سود دارد بگيرند چند كرنجوه از جوالدوز در آن سوراخ كند و سنبل سنكهيه باريك سائيده در آن سوراخ كنند و دهن آن را از چونه و كتهه محكم سازند و اندكى بالايش گل حكمت كنند و در كجست آتش دهند و بعد سرد شدن همه كرنجوه را بشكنند در هر كدام ، كه سنبل مانده باشد بگيرند مقدار برنج در شيرهء برگ تنبول گوليها بندند و يكى خوردن دهند بالاى آن شير برنج غذا فرمايند و ديگر هيچ شيرينى و غذا ندهند در يك خوراك صحت يابد .
ديگر كه تپ [ تب - م ] ربع را مجرب است و ديگر تپهاى سرد را
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص٢١٢