تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
حمول سازند . ديگر ؛ فقاح « 1 » اذخر ، « 2 » يك درم ، و مازو دو درم ، نرم بكوبند و خرقه به شراب تر كرده بدان آلايند و خشك كنند و عند الحاجت پاره از آن زن بردارد . ديگر ؛ شير ماديان اسپ كه اول بار كره آورده باشد و آن شير را به هندى پيوسى گويند ، بگيرند جامه سپيد نيم كهنه بدان تر كنند و خشك ساخته نگاه دارند و عند الحاجت قدرى از آن ، زن حمول سازد و آن قدر بدارد كه جامه تر شود پس بر آورده نزديكى كناند كالبكر شود . ديگر ؛ كنجد سياه دو درم ، گوكهر و چهار درم ، با چهار درم ، شهد و نيم سير شير مخلوط ساخته هر روز زن بخورد چون بكر خواهد شد . ديگر ؛ ماجوچل با كافور و شهد آس كرده در فرج طلا كند اگر چه زال باشد بكر شود . ديگر ؛ كف دريا ، مغز تخم هليله ، مساوى آميخته بسايند و زن در فرج بمالد ضيق تمام آرد و اگر اين دواء در سوراخ رحم كند زود فراهم آيد . ديگر كه ترى فرج را دور كند ، اقاقيا « 3 » ، گلنار سك و مازو هر يك دو درم ، شب يمانى سنبل هر يك ، يك درم ، شافه سازند و بر دارند . ديگر ؛ اگر دوشيزگى زن رفته باشد ، آن را سرخ‌رو سازد بگيرد رودهء
هامش
( 1 ) - فقاح : شكوفه . ( 2 ) - اذخر : به فارسى كاه مكه و گربه دشتى نامند . ( تحفه ) ( 3 ) - اقاقيا : به لغت يونانى اسم عصارهء قرظ است و او را از ثمر نوعى از مغيلان كه قرظ نامند قبل از رسيدن او افشرده مىگيرند و قبل از جفاف ياقوتى رنگ است و بعد از آن سياه مىشود . ( تحفه )