حمول سازند .
ديگر ؛ فقاح « 1 » اذخر ، « 2 » يك درم ، و مازو دو درم ، نرم بكوبند و خرقه به شراب تر كرده بدان آلايند و خشك كنند و عند الحاجت پاره از آن زن بردارد .
ديگر ؛ شير ماديان اسپ كه اول بار كره آورده باشد و آن شير را به هندى پيوسى گويند ، بگيرند جامه سپيد نيم كهنه بدان تر كنند و خشك ساخته نگاه دارند و عند الحاجت قدرى از آن ، زن حمول سازد و آن قدر بدارد كه جامه تر شود پس بر آورده نزديكى كناند كالبكر شود .
ديگر ؛ كنجد سياه دو درم ، گوكهر و چهار درم ، با چهار درم ، شهد و نيم سير شير مخلوط ساخته هر روز زن بخورد چون بكر خواهد شد .
ديگر ؛ ماجوچل با كافور و شهد آس كرده در فرج طلا كند اگر چه زال باشد بكر شود .
ديگر ؛ كف دريا ، مغز تخم هليله ، مساوى آميخته بسايند و زن در فرج بمالد ضيق تمام آرد و اگر اين دواء در سوراخ رحم كند زود فراهم آيد .
ديگر كه ترى فرج را دور كند ، اقاقيا « 3 » ، گلنار سك و مازو هر يك دو درم ، شب يمانى سنبل هر يك ، يك درم ، شافه سازند و بر دارند .
ديگر ؛ اگر دوشيزگى زن رفته باشد ، آن را سرخرو سازد بگيرد رودهء
هامش
( 1 ) - فقاح : شكوفه .
( 2 ) - اذخر : به فارسى كاه مكه و گربه دشتى نامند . ( تحفه )
( 3 ) - اقاقيا : به لغت يونانى اسم عصارهء قرظ است و او را از ثمر نوعى از مغيلان كه قرظ نامند قبل از رسيدن او افشرده مىگيرند و قبل از جفاف ياقوتى رنگ است و بعد از آن سياه مىشود . ( تحفه )