ديگر ؛ تخم ريحان با شربت بنوشند .
ديگر ؛ تخم ترب تخم زردك يك كف تناول كند .
ديگر كه سختى و آلايش رحم پاك كند و بچه زنده و مرده فى الفور بيندازد و حيض بسته بگشايد و مجرب است ، شيرآگهه اندكى با پنبه آلوده بر دهن رحم گذارند و شير آكهه آماس مىآرد و پوست آنجا مير بايد بالجمله قابل نازك طبعان نيست .
ديگر كه حيض براند ، پوست درخت نيم كهنه دو توله ، زنجبيل چهار ماشه ، قند سياه كهنه دو توله ، پوست نيم و زنجبيل را كوفته بجوشانند و قند آميخته ، بنوشند .
ديگر ؛ اجواين چند روز مداوست كند حيض بگشايد و هر چه در اسقاط حمل مفيد است .
ديگر كه حيض بفراغت آرد ، قند سياه در اندكى روغن آميزند و در ظرفى انداخته بر آتش گذارند تا فتيله مانند تواند بست پس قدرى بهروزه خشك باريك سائيده در آن آميزند و بهم سرشته فتيله سازند و در دهن رحم نهند .
ديگر ؛ برگ گل درخت پنبه كه به هندى نرمه گويند ، به قدر نيم پاؤ و يا كم و زياد در آب كه يك سير بود بجوشانند و چون به قدر نيم پاؤ يا كم و زياد در آب كه يك سير بود بجوشانند و چون به قدر نوشيدن ماند قند سياه موازنه سه چهار دام ، تا نيم پاؤ در آن حل كنند و بنوشند خون بفراغت مىآرد .
ديگر ؛ پوست پنبه و دانه ، خالص كه در ميان او پنبه مىباشد جوش داده تا
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص١٩٧