خون بواسير بايستد .
ديگر ؛ چرك بدن آدمى كه در حمام جمع مىشود فرزجه سازند ، افراط سيلان خون باز دارد .
ديگر ؛ براى ضيق فرج ، پوست بكاين ، پوست انار ، پوست مولسرى ، هر سه سائيده در پارچه پيچيده عورت بر دارد مانند بكر گردد .
ديگر ؛ براى فراخى فرج باكره ، بيخ درخت اونط كطاره سائيده در ناف عورت بمالد همان ساعت فراخ گردد .
ديگر ؛ از آرد عدس عصيده كرده ، بخورند خون حيض بايستد .
ديگر ؛ دوائى كه شهوت زن ببرد ، كافور يك درم ، سهاگه نيم درم ، با برك تنبول بخوراند شهوت بالكل نماند .
ديگر ؛ تخم كاهو تخم سداب برابر كوفته ، بيخته ، سفوف سازند شربتى پنج درم ، و اگر با شيرهء خرفه بخورند قوى تر باشد در اين باب و در اين امر زن و مرد يكسان است .
ديگر ؛ برگ نيلوفر « 1 » و بيخ او و برگ بيد و برگ گل و بزرقطونا « 2 » و بزر البنج و كافور سفوف ساخته قدر حاجت بدهند .
ديگر ؛ بيخ نيلوفر خشك كرده ده درم ، گل سرخ ، پنج درم ، صندل سپيد دو
هامش
( 1 ) - نيلوفر : اسم فارسى است و كرنب الماء عبارت از اوست و بيخش مانند زردك و ساقش نرم و طولش به قدر عمق آبها و برگش قريب به سطح آب و ثمرش به قدر سيبى شبيه به قبّهء خشخاش و در او تخمهاى عريض سياه و با لزوجت وجود دارد و گلش بيرون آب و اكثر او كبود و بعضى سرخ ، و او هندى است و بعضى مايل به زردى و تيرگى و بعضى گويند كه برّى او نيز مىباشد . ( تحفه )
( 2 ) - بزرقطونا : مشهور است و در اصفهان اسپرزه و در شيراز بنكو نامند و سفيد و سرخ ، و سياه مىباشد و بهترين او سفيد و زبونترين او سياه است و شكوفهء هر يك به رنگ اوست . ( تحفه )