تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
درم ، كافور نيم دام ، اين ده شربت بود . ديگر كه فرج را تنگ كند ، شاخ نورسته برگ نابرآورده ، پلاس يعنى ؛ دهاك در سايه خشك سازند كوفته ، بيخته ، همچند آن نبات آميزند و از نيم دام ، تا يك دام ، بخورند در سه هفته اثر مىبخشد و در چهل روز نفع كلى ميدهد . ديگر ؛ سعد يعنى ؛ موتهه جهت برودت رحم و بهم آوردن فم آن شرباً و حمولًا نافع است . ديگر ؛ گل كيو رط ه « 1 » را بيفشانند در ظرف چينى يا بر كاغذ و آنچه غبار مانند از وى بر آيد ، بگيرند و قدرى از آن عورت در فرج افشاند مجرب است . ديگر ؛ اروى يك دام ، قرنفل يك ماشه ، اروى را بريده خشك ساخته بگيرند و هر دو را باريك ساخته از آب قرنفل مانند حب سازند و يك گهطرى پيش از جماع بر دارند . ديگر ؛ پهلپاه يك حصه ، سلارس دو حصه ، بهم آميخته در فرج مالند كالبكر شود . ديگر ؛ انار خام كه از موازنه دو دام ، كلان نباشد ، پهلى به بول كه بغايت خرد بود و انبه خاك كه هنوز ترشى در وى نيامده باشد يعنى ؛ نهايت كوچك بود و بار درخت بره كه آن هم خرد بود ، هر چهار دواء يك ، يك سير باشند در سايه خشك نمايند و كوفته ، بيخته ، تا چهل روز بخورند با آب هر صباح و بالاى وى نان مرغن تناول كنند و تا نه روز گوشت و ترشى
هامش
( 1 ) - كيو رط ه : كدر . كاذى طلحه . - ماء الكاذى ( لغات فيروزى )