و نزديكى نمايد ابتلاى معشوقه تماشا كند .
ديگر ؛ يك دانه ، فلفل با صندل سحق كرده بر ذكر طلا كند لذت بسيار دهد .
فصل در ادويه امراض خصيه :
دوائى كه فتق را مفيد است يعنى ؛ روده كه در خصيه فرود آيد ، مندفع سازد : بگيرند بهروزه خشك باريك بسايند و در آب افيون حل كنند و بر پارچه طلا كرده بر خصيه بپيچند و تا يك پاس در آفتاب بدارند و تمام روز و تمام شب نهاده دارند و صباح آن را بآهستگى جدا نموده ديگر بچسبانند همچنان بكنند تا كه همگى روده بالا رود و خصيه بر هئيت اصلى باز آيد .
ديگر كه درم ، خصيه را دور كند خواه در يك خصيه بود خواه در هر دو خصيه ، بگيرد سونتهه و بنوله « 1 » و تل سياه ادويه نرم كوفته ، بيخته ، در بول ماده گاو پخته نيمگرم ضماد نمايند در سه روز درم ، فراهم آيد .
ديگر كه ورم سخت خصيه دفع كند ، بيضه سنگ پشت كه به هندى كچهوه گويند در شيرهء كشنيز تر بسايند و طلا نمايند .
ديگر ؛ بنگ در آب تر كنند و خصيتين در آن نهند تا توانند و مكرر نمايند صحت شود .
ديگر ؛ اگر ورم در خصيه راست بود بر اسيلم دست چپ داغ نهند و اگر در چپ بود بر اسيلم راست و اسيلم رگيست ميان خنصر و بنصر و داغ او بپارچه بافته بايد داد ، چنانچه مردم لوند بهتر ميدانند در دو آماس همه دفع شود مجرب است .
هامش
( 1 ) - بنوله : پنبه دانه . حب القطن .