تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
دارچينى ، كبابه ، عاقرقرحا ، مويزج ، هر يك نيم دام ، مشك تبتى ، قدرى ، همه را نرم بكوبند و با عسل و زنجبيل پرورده بسرشند و وقت حاجت قدرى از آن به لعاب دهن بر ذكر بمالند و مجامعت كنند هر دو متلذذ شوند . ديگر ؛ موى سر آدمى باريك بسايند و به روغن ياسمين آميخته وقت مجامعت قدرى بر قضيب مالند . ديگر ؛ دل هدهد خشك كرده با شكر بخورد ، شهوت بيفزايد و بهر عورتى كه نزديكى كند ديوانه گردد . ديگر ؛ كرم سرخ برشكالى كه به هندى بيربهوتى « 1 » گويند و بپارسى عروسك نامند ، در روغن ستور بريان كنند چنانچه بگدازد و عند الجماع قدرى از آن روغن بر قضيب مالند . ديگر ؛ موى سر زنى كه در شانه كردن شكسته مىشود ، سوخته ، خاكستر او با شهد بر ذكر طلا كند و با آن زن نزديكى نمايد ، ديوانه آن مرد شود . ديگر ؛ سيماب ، زعفران ، كافور ، گاوردهن ، جمله با شيرهء دهتوره سائيده بر ذكر مالد و جماع كند عورت فريفته شود . ديگر ؛ عاقرقرحا ، زنجبيل ، دارچينى مساوى كوفته ، بيخته ، در آبى كه صمغ عربى اندكى درو حل كرده با شهد بسرشند و حب‌ها ساخته نگاه دارد وقت حاجت در دهن نهند چون حل شود بر ذكر طلا كند لذت تمام آرد مجرب است . ديگر ؛ پيخال كبوتر ، نمك سنگ ، باريك سوده با شهد بر قضيب طلا كند
هامش
( 1 ) - بيربهوتى : عروسك . كرم سرخ ، بر اشكالى .
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 188 | محمدرضا شمس اردكانى / محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى / منصور كشاورز / داريوش محمودى