ديگر ؛ قرنفل ، عاقرقرحا ، هر دو موصلى جوزبوا ، افيون ، تخم اوطئنگن ، زعفران ، هر يك يك درم ، مشك يك ماشه ، كوفته ، بيخته ، با شهد بسرشند يك درم ، يا دو ماشه ، به حسب مزاج و عادت بخورند .
ديگر ؛ پارچه سفت و باريك بگيرند و پهلى به بول را بشكنند و در ترى وى پارچه تر كنند هميسان هفت نوبت ، تر كنند و خشك سازند پس بدارند و هر گاه بخواهند قدرى ازين ، از آن ، در شير بشويند و آن شير بنوشند و اگر شير نباشد آب كفايت كند مجرب است و اگر زن قدرى از اين پارچه در فرج نهد تنگى آرد .
ديگر ؛ كچله ، پوست بيخ كنير سپيد ، برگ دهتورهء سياه هر سه را برابر به شراب كهرل كرده ليپ كنند امساك تمام آرد و اگر خواهند كه زود منزل شوند بعد ليپ كردن چون يك كهطرى بگذرد و با آب گرم بشويند .
ديگر كه امساك آرد ، به مجرد استعمال نعوظ نمايد ، گوما نباتى است مشهور تخم از آن بر گيرند و باريك بسايند و در ناف بمالند به قدر نيم ماشه ، مجرب است .
ديگر كه امساك آرد و قوت باه نيز افزايد ، شنگرف ، دارهلدست گلوى هر سه برابر باريك بسايند و با آب صمغ عربى حبها سازند قدر كنار خورد [ خرد ] و خشك سازند پس حبها را از وسط مجوف نمايند و سيماب قدر يك سرخ ، ريزند و در هر حب و از اجزاء مستخرجهء او سوراخ بند نمايند و خشك ساخته بدارند و يك حب بلع نمايند و اين دواء قبل از حاجت و عند الحاجت توان خورد و مداومت بدان نيز توان نمود اگر تقويت باه مطلوب باشد و اگر بحل امساك احتياج شود ، نمك در دهن گيرند .
مجربات اكبرى ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: محمدرضا شمس اردكانى
ص١٨٧