فرو نيايند و بر زمين پاى نگذارند انزال نشود .
ديگر ؛ افيون مصرى ، گوگل بهيا ، باريك سازند و با شير درخت گولر « 1 » آميخته بر ناف و حوالى آن طلا نمايند ، امساك آرد .
ديگر ؛ امساك و باه آرد ، جوزبوا يك عدد ، تخم دهتوره اجواين خراسانى به غير كوفتن آميزند و هر سه را يك جا كرده در پارچه بندند و در يك آثار شير آويزند و بجوشانند تا كه نيم سير يا قدرى كم بماند ، بنوشند چون نشاء آرد نزديكى كنند و چون فراغ خواهند ترشى بخورند .
ديگر ؛ قرنفل ، جوزبوا ، فلفل و زعفران ، مصطگى ، بسباسه ، دارچينى ، زنجبيل ، هر يك دو درم ، كافور يك درم ، مشك يك درم ، كوفته ، بيخته ، در دو چند شهد آميخته بدارند و وقتت حاجت مقدار نخود بخورند مجرب است .
ديگر ؛ فلفل سپى ، د بزر البنج ، كه به هندى اجواين خراسانى گويند هر يك بست درم ، افيون ده درم ، زعفران پنج درم ، سنبل الطيب ، عاقرقرحا ، هر يك ، يك درم ، عسل سه چند معجون سازند شربت نيم ماشه ، قبل از جماع بخورند .
ديگر ؛ شنگرف ، عاقرقرحا ، افيون ، هر سه را برابر بگيرند كوفته ، بيخته ، با افيون سرشته در شيرهء برگ تنبول آميخته مقدار نخود حب بندند و بعد از شام يك حب بخورند با شير و بايد كه در طعام و اين دواء فصل سه پاس باشد تا شكم دم نكند و اگر شب اشتها شود شير بنوشند ديگر هيچ نخورده باشند و از مقدار نخود اگر بيشتر خورند به حسب عادت مىتواند و جهت خوشبوى اندكى قرنفل و جوزبوا نيز در وى آميزند .
هامش
( 1 ) - گولر : ثمر پشه . انجيرآدم . ( ف ) . جميز ( ع ) . ( لغات فيروزى )