كشور پنجم « 1 » در باب قضا و قدر و تاريخ پادشاهى سلطان ابراهيم ادهم و اسامى بلاد آن كشور
ابن تراب پرسيد كه در كشور زهرهبانو چند شهر است و مستقرّ او در كدام ديار است و او چگونه كسى است و در چه كار است .
درّى شبرو « 2 » گفت در كشور او شهر هشت است : اخلاط و دربند و شيروان و باكو و خوارزم و بخارا و سمرقند و خجند . امّا [ او ] درين مملكت نمىباشد . [ 88 ب ] از براى خود قصرى در موضع خوش هوا ساخته و آن را ميزان آباد گويند و آن قصر به صورت گاوى است در غايت بلندى ، چنانكه چشم كيوان بر كنگرهء آن كارگر نمىآيد و آن را ثوريه « 3 » خوانند ، و زهره بانو پيوسته در آن قصر با كنيزان پرىپيكر و غلامان ماه رخسار خود را به چنگ و عود و بربط و دف و نى و انواع سرود به فراغت مشغول مىدارد .
و پياده با ابن تراب در حكايت بود كه از دور عمارى زهره بانو با خيل حشم و
هامش
( 1 ) . اصل : + حكايت .
( 2 ) . اصل : شبافروز ، ق : شبگرد .
( 3 ) . اصل : توريه .