مسافت چهارم در صفت فراست زنان و قصهء سليمان و بلقيس و پادشاهى شاپور بن اردشير و حكايت نصيره « 1 »
چون ابن تراب قدم در مسافت [ 74 الف ] كشور پنجم نهاد از خواجه عقيل الدين پرسيد كه پادشاه پنجم كى است .
خواجه عقيل الدين گفت دخترى است زهره نام در غايت زيبايى و نهايت رعنايى .
بيت
به هر منزل كه بردارد دمى از رخ نقاب آنجا * عجب گر هيچ گه تابد ز خجلت آفتاب آنجا
با وجود همهء لطافت و خوبى مطربهاى است كه ساكنان فلك برين را شوق زمزمهء او رقصكنان بر زمين آرد ، و حضرت پادشاه از غايت التفات فرمانروايى كشورى به او كرم فرموده .
ابن تراب گفت آيا درين معنى كه پادشاه كشورى را به زنى داده حكمت چه تواند
هامش
( 1 ) . اصل : همهجا نصيره است ولى در « ق » نظيره آمد .