كشور چهارم در نگاه داشتن خاطرها و مرتبه يافتن سلطان سنجر ماضى رحمة الله عليه و اسامى بلاد آن كشور
ابن تراب از پياده پرسيد كه از كجا مىرسى و چه خبر دارى .
جواب گفت كه بنده را نجم شير پى مىگويند و [ 71 الف ] در خدمت سلطان بيضا كه پادشاه كشور چهارم است مىباشم و مدّت چند روز شد كه سلطان خبر آمدن شما را شنيده و چشم انتظار به راه داشت .
اما امروز جهت استقبال از شهر بيرون آمد و مرا پيشتر فرستاد كه هر كجا به شما رسم خبر باز گردانم . چون به دولت ملازمت رسيدم اگر رخصت باشد مژده به حضرت سلطان رسانم .
ابن تراب پرسيد كه سلطان بيضا چگونه كسى است و در كشور او چند شهر است و احوال [ و ] « 1 » اوضاعش چيست .
نجم شير پى گفت جوانى است در كمال حسن و لطافت .
بيت
چو بنمايد به شب از پرده رخسار * جهان را در رهاند از شب تار
هامش
( 1 ) . از ق آورده شد .