تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
بيت
همه آشوب‌خوى و عربده‌كار * همه جلاد شيوه و خونخوار همه سنگين دل و ستم‌پيشه * همه در قتل چابك انديشه همه خونريز كشور « 1 » سيّاف * همه خنجرگذار سينه شكاف همه چون غمزهء بتان بىباك * همه در خون مردمان چالاك
و ملك بهرام پيوسته خود را به لباسهاى آتشين آراسته . و موضعى است حمل‌آباد « 2 » نام . در آن موضع قصرى ساخته كه آن را عقربيّه مىگويند و اكثر اوقات در آن‌جا مىباشد . اما حالا به استقبال بيرون آمده يحتمل كه دم به دم به شرف ملازمت رسد . هنوز شهاب تيزرو در سخن بود كه آثار [ و ] علامات ملك بهرام از دور پيدا شد . چون نزديك رسيد ابن تراب پيش رفت و هردو از مركب فرود آمده يكديگر را دريافتند و ملك بهرام ابن تراب را به خانه برد و انواع خدمتهاى شايسته به‌جاى آورد و تا مدّت يك ماه به مراسم مهماندارى و قواعد خدمتگارى قيام نمود و هر روز [ در ] « 3 » تكلّفات تحف و هدايا مى [ افزود ] « 4 » . و چون مدّت يك ماه به سر رسيد ابن تراب از ملك بهرام رخصت طلبيده گفت غرض من ازين سفر آن است كه عجايب و غرايب [ 59 الف ] كه در هفت كشور است ببينم و در خيل خدّام ملوك طوايف عالم بنشينم و صور صنايع و بدايع قلم قدرت نقّاش ازل كه در لوحهء ديباجهء هستى چهره گشوده مشاهده نمايم و زنگ جهالت را به صيقل معرفت خداوند از آئينهء دل زدايم . امّا از تو سؤالى دارم . مىخواهم كه به جوابش زبان بگشايى . ملك بهرام گفت سؤال كن . پس ابن تراب گفت حضرت عزّت پادشاهان را از براى حضور خاطر مردم از ساير بندگان برگزيده و از پى انتظام امور عالم فرمان او را بر خلايق نافذ گردانيده . سبب چيست كه تو با جمع قتّال بىباك شمشير خونريز كشيده سر در پى خلق خدا
هامش
( 1 ) . اصل : كذا . ( 2 ) . ق : عمل‌آباد . محتمل است كه جمل‌آباد باشد به مناسبت نهنگ‌آباد . ( 3 ) . از نسخهء ق آورده شد . ( 4 ) . اصل : مىفرمود ( افزود از نسخهء ق آورده شد ) .