بيت
همه آشوبخوى و عربدهكار * همه جلاد شيوه و خونخوار
همه سنگين دل و ستمپيشه * همه در قتل چابك انديشه
همه خونريز كشور « 1 » سيّاف * همه خنجرگذار سينه شكاف
همه چون غمزهء بتان بىباك * همه در خون مردمان چالاك
و ملك بهرام پيوسته خود را به لباسهاى آتشين آراسته . و موضعى است حملآباد « 2 » نام . در آن موضع قصرى ساخته كه آن را عقربيّه مىگويند و اكثر اوقات در آنجا مىباشد . اما حالا به استقبال بيرون آمده يحتمل كه دم به دم به شرف ملازمت رسد .
هنوز شهاب تيزرو در سخن بود كه آثار [ و ] علامات ملك بهرام از دور پيدا شد .
چون نزديك رسيد ابن تراب پيش رفت و هردو از مركب فرود آمده يكديگر را دريافتند و ملك بهرام ابن تراب را به خانه برد و انواع خدمتهاى شايسته بهجاى آورد و تا مدّت يك ماه به مراسم مهماندارى و قواعد خدمتگارى قيام نمود و هر روز [ در ] « 3 » تكلّفات تحف و هدايا مى [ افزود ] « 4 » .
و چون مدّت يك ماه به سر رسيد ابن تراب از ملك بهرام رخصت طلبيده گفت غرض من ازين سفر آن است كه عجايب و غرايب [ 59 الف ] كه در هفت كشور است ببينم و در خيل خدّام ملوك طوايف عالم بنشينم و صور صنايع و بدايع قلم قدرت نقّاش ازل كه در لوحهء ديباجهء هستى چهره گشوده مشاهده نمايم و زنگ جهالت را به صيقل معرفت خداوند از آئينهء دل زدايم . امّا از تو سؤالى دارم . مىخواهم كه به جوابش زبان بگشايى .
ملك بهرام گفت سؤال كن .
پس ابن تراب گفت حضرت عزّت پادشاهان را از براى حضور خاطر مردم از ساير بندگان برگزيده و از پى انتظام امور عالم فرمان او را بر خلايق نافذ گردانيده .
سبب چيست كه تو با جمع قتّال بىباك شمشير خونريز كشيده سر در پى خلق خدا
هامش
( 1 ) . اصل : كذا .
( 2 ) . ق : عملآباد . محتمل است كه جملآباد باشد به مناسبت نهنگآباد .
( 3 ) . از نسخهء ق آورده شد .
( 4 ) . اصل : مىفرمود ( افزود از نسخهء ق آورده شد ) .