-
گفت دانا كز الفت ارذال « 1 » * در بناى اميد نقصان شد
همدمى هر كه با اراذل « 1 » * آخر از كردهاش پشيمان شد
چهارم آنكه جمع قماربازان را كه از شئامت « 2 » افعال ناپسنديده و نكبات اطوار ناستودهء ايشان قوافل امن و استقامت عالم از منزل صلاح و سلامت قدم به صحراى عدم آورده ، اثر كعب ايشان به قبّتين « 3 » مهر و ماه خورده ، طاس فلك را بر تختهء خاك انداخته به مرادش بگذارد چون به صحبت خود راه داده ، در افلاك بر روى ايشان گشادهاى .
بيت
بايد كه به دوران پى كارى گيرى * در راه طلب دامن يارى گيرى
خواهى كه برآيد به نكويى كارت * زنهار كه از بدان كنارى گيرى
[ 1 الف ]
پنجم گلخنيان را كه ايزد متعال از براى اشتعال آتشكدهء محنت « 4 » از بيابان عدم به شهرستان وجود فرستاده و به بستر خاكستر مشقت روزگار دل گرم كرده ، به مجلس خود مىآرى و اكرام كرده محترم مىدارى ، جهت اين چيست .
بيت
گلخنى بر گلخن و بر تخت دولت شاه به * زان كه آنجا هركسى از بهر كارى آمده است
ششم آنكه گوهريان سست همّت سخت جان را كه از براى سنگريزه كه به دست ايشان آيد خاك ذلّت بر سر كرده خود را پايمال محنت گردانيده به مجلس خود
هامش
( 1 ) . اصل : ارزال .
( 2 ) . اصل : شامت .
( 3 ) . اصل : بقعتين .
( 4 ) . اصل : بىنقطه است . به قياس دو مورد ديگر محنت ضبط شد .