[ كشورها و مسافتها ]
[ كشور اول ] [ معرّفى اصناف اطرافيان شاه ]
. . .
. . .
اول « 1 »
دوم « 1 »
سوم « 1 » . . . كه ايشان فروترين اراذل « 2 » قوماند و از براى مردم رذل « 3 » و دون صدسال جان فشانى و ايشان را بر سر خوان مايدهء پرفايدهء خود بنشانى ترا به وعدهء دروغ [ به ] وفاى خود بفريبند . با آنكه طليعهء ظهور آن از جيب افق ضمير ايشان روى ننموده و نمىنمايد .
بيت
هميشه جان به سخن در رهت نثار كنند * ولى چو وقت ضرورت رسد فگار « 4 » كنند
هامش
( 1 ) . به قياس پاسخهايى كه دربارهء اين موارد از صفحه 151 به بعد آمده است مىتوان به موضوع پرسشهاى ابن تراب از كيوانبخت پى برد .
( 2 ) . اصل : ارازل .
( 3 ) . اصل : رزل .
( 4 ) . اصل : كذا ( ظاهرا فرار مناسب است ) .