[ آغاز سفر ابن تراب به هفت كشور ] [ و معرفى هفت منزل ]
[ منازل ]
[ منزل اول : منزل وجود ]
و چون ابن تراب به منزل اول نزول كرد ، خواجه عقيل الدين « 1 » اعزاز و اكرام در حرمت داشت او بهجاى آورد و مشاهدهء قابليّت ابن تراب نموده گفت اى فرزند عزيز غم مخور و خاطر خوش [ 34 ب ] دار كه پادشاه تمام مهمّات تو را به كفّ اهتمام من گذاشته ، مرا بر سر كار فساد و صلاح تو باز داشته . من نيز چنان طريقهء همراهى بهجاى آرم و وظيفهء دولتخواهى به تقديم رسانيده خدمتى گزارم كه مزيدى بر آن متصوّر نباشد .
ابن تراب بعد از شكر بسيار پرسيد كه اين وادى كه نزول كردهايم چه منزل است .
خواجه عقيل الدين گفت بدان كه از آنجا تا به كشور كيوانبخت هفت منزل است ، و اين مقام را منزل وجود مىگويند به واسطهء آن كه اولين منزلگاه كاروان ملك عدم است . كسى را از احوال ملك عدم وقوف نيست به سبب آنكه هر كه از آنجا مىآيد كيفيّتى [ به او ] دست مىدهد كه هر چه ديده است بر خاطر او پوشيده مىشود و هركه به آنجا رفت باز نمىآيد .
هامش
( 1 ) . اصل : + در .