كالسكه و بعضى سواره و پياده تا بيرون شهر به استقبال جناب آقا آمده بودند .
نزديك ظهر در خانهء حاجى ابراهيم خليل تاجر كه از اعاظم تجار آن بلد است ، نزول فرمودند . تمامى روز را اعيان و اشراف شهر نخجوان به خدمت جناب آقا رسيده ، استفاضه حاصل مىكردند . چون حاج مزبور و بعضى از مخلصان ، توقف وجود فايض الجود محترم آن جناب را در آن بلده زياده مايل بودند على هذا فردا كه روز جمعه دويم ماه بود ، در شهر نخجوان اتراق شد . در روز توقف بعضى امورات را صورت داده ، دو فورگون چهار اسبى به جهت حمل احمال و اثقال و خدّام تا تفليس كرايه كرده ، اسب و قاطر سوارى و بارى به شهر تبريز مراجعت داده شد .
وضع شهر نخجوان
شهر در جلگهء خوب و فضاى بس مرغوب واقع است . جبال شامخهء عظيمه از سمت غربى شهر را احاطه نموده و ساير اطرافش عرصهء وسيع و دهات متصل به هم است . در سمت شرقى ، كوه بسيار بلندى است كه قلّهء او عبارت از يكپارچه سنگى است بطور عمودى كه از مسافت بعيده نمايان و به ايلان داغى موسوم است . رودخانه از همين كوه منبعث شده ، در همهجا از سبزهزار و گلزار جارى شده ، از نيم فرسخى شهر گذشته به رود ارس مىريزد . دو بنايى قديم از آثار سابقه در خارج شهر در نزديكى اين رود موجود است . از صورت ظاهره چنان معلوم مىشود از مسجدهايى بوده است كه در حين استيلاى اعراب در عجم بنا شده است .
شهر به همان وضع قديم باقى است . تفاوت جزئى در عمارات جديده و اسواق تازه پيداست . در اطراف شهر باغات و قنوات زياد است . باغى كه در وسط شهر احداث شده ، به اسم ملت موسوم و متعلق به دولت است . خيلى جاى باصفايى است . در صباح و مسا محل تفنّن و تفرّج اهالى آنجا است . خيابانهاى عجيب و گلهاى غريب با درختان جنگلى طراحى شده است . در اينجا هم براى