است آغرى كوچك مىگويند كه اغلب مراتع و مزارع ايلات ماكو است . قلّهء ديگر كه بزرگ است شمالا و غربا متعلّق به روس و جنوبا جزو خاك عثمانى است . معبر شاه تختى از اينجا فاصلهء كمى دارد .
روز شنبه چهارم شهر رمضان 1296
امروز بعد از نماز صبح بلافاصله رو به راه گذاشته ، در همهجا در ميان سبزهزارها قطع راه كرده ، از داخل محال شرور در همهجا ره سپر بود تا به رودخانهء عظيمى كه آرپاچايى گويند رسيديم . طرفين اين رودخانهء دهات و مزارع و زمينهاى حاصلخيز است كه آب اين رودخانهء آن اراضى را سيراب مىنمايد .
اين رودخانهء در ميان قريتين خانلر و زيوه جارى مىشود . منبع اين رود از كوه آلاكوز و از مشرق به مغرب جارى است . چون آب طغيان داشت و عبور ممكن نبود ، آنجا از پلى كه در دامنهء كوهى واقع و خارج از جادهء معمولى است گذشته در زيوه صرف نهار نموده و رو به منزل دويمى كه سدرك است گذشتيم .
سدرك
راه در يك فرسخى سدرك دو شعبه مىشود : يكى از جادهء معمولى كناره شده به قريهء سدرك مىرود و ديگرى هم با جاده تمام رفته به كاروانسراى بزرگ مىرسد . چون در كاروانسراى استراحت ممكن نبود راه را كج كرده به قريهء مزبوره رفتيم و شب را در نزديكى آبادى به سر برده . اين ده آب خوبى دارد ، ولى سكنا نمودن را لايق نيست .
محال شرور محالى است مشتمل به شصت پارچه ده معتبر كه در اين ايام از حكومت نخجوان موضوع شده ، حاكم على حده دارد و ساكنين اين دهات مركّب از ارمنى و مسلمان است .
روز يكشنبه پنجم شهر رمضان 1296
امروز صبح خيلى زود از منزل سدرك سوار شده رهسپر شديم . از اينجا تا دوللو در همهجا دامنهء كوه در دست راست راه وسعت پيدا مىنمود ، بهطورى