شهرهاى روس معتاد است . در جايى كه كلوپ مىگويند نجبا و اعيان شهر در آنجا مجتمع مىشوند .
در اين شهر روزنامه به هيچ زبانى طبع نمىشود . به جهت حفظ و حراست شهر پانصد نفر سالدات و دويست نفر قزّاق سواره شب و روز در ساخلو هستند .
از اتفاقات غريبه كه امروز لدى الورود در اين شهر اتفاق افتاد اين بود كه به قراجقوف رئيس روحانيين ارامنه ساكن اين بلد خبر مىرسد كه در ولايت خودت ، نامزدت را ديگرى اختيار كرده ، به محض استماع از تعصّب و غيرت خود را به طپانچه مقتول ساخت .
از اثمار و فواكه مشهورهء اين بلد انگورى است كه لعلى گويند . خيلى تعريفش را مىكردند . در باغاتش زيادتر از ساير اشجار اثمار درخت توت است ، به جهت حاصل برداشتن ابريشم .
عرض گنجه 40 درجه و 30 دقيقه و طولش از رصدخانه لندن 46 درجه و 22 دقيقه است . از گنجه تا ايروان از راه كوه كه سوار مىرود 180 ورس است ، اما راه معمولى پستخانه 230 ورس است . از گنجه تا كنار ارس كه قراولخانه است ، 360 ورس است و از گنجه تا درياچهء كوكجه كه مشهور به درياچهء ايروان و ما بين جنوب و مغرب گنجه است 70 ورس است .
روز دوشنبه بيست و چهارم ربيع الثانى 97
امروز صبحى از شهر حركت شد . در بين راه آبادى به نظر نرسيد مگر در دامنهء كوهى ، باغ بزرگى پيدا بود . مىگفتند مال يك نفر مسيحى است و طاحونهء آتشى دارد كه با بخار كار مىكند . بعد از طىّ مسافت 22 ورس از شهر گنجه در چاپارخانه كورك چاى به واسطهء خستگى در آنجا توقّف شد . در دست چپ اين منزل ، همان رشته كوه خاكى بىآب است كه به طرف شكى كشيده شده است .
دست راست همان كوهى است كه در نزديكى شهر گنجه بود .
روز بيست و پنجم
نصف شب از اين منزل حركت شد . به فاصله كمى از استانسيا رودخانهء كورك است . در وقت عبور كالسكهچى غفلت كرده نزديك بود از پل كالسكه